هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

207

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

اهالى مركب از « اسلام » و « خرستيان » « 1 » و « يهودى » است . خود شهر و آبادى در انتهاى خليج كوچكى كه آن خليج هم موسوم به همين اسم است ، واقع شده [ است ] . قدماى « يونان » ، « ازمير » را با همين خليج « سميرنه » مىگويند و در نقش [ ه ] هاى « فرانسه » هم به همين اسم اين‌جا را مىنويسند . در اين زمان ، به واسطهء كثرت جمعيت و آبادى ، اهالى به تدريج از طرف غربى شهر ، خاك و سنگ به دريا ريخته ، به شهر وسعت داده ، معمورتر مىسازند . هواى « ازمير » مناسب و مكانش مفرح اتفاق افتاده [ است ] . فواكه و اثمار اين شهر ، مشهور آفاق است . اكثر ميوه‌جات « اسلامبول » و ساير ولايات « اروپا » « 2 » را از اين‌جا حمل مىنمايند . « انجير » و « خربزه » اين ولايت ، در هيچ مملكت « عثمانى » نمىشود . وسعت تجارت اين نقطه در هيچ‌جا متصور نيست . حقيقت ، اولين تجارت‌گاه ولايت « آيدين » است . در « ازمير » از آثار قديمه ، يكى « هيكل اوميريوس » ، « 3 » شاعر معروف « يونانى » است ، كه مولدش نيز اين‌جا است و ديگرى هم « اسكلات » است . از قرارى كه در « تواريخ » ضبط است ، « ازمير » دو « قلعه » داشته است ، يكى مسكن « مسلمين » كه در بالاى كوه واقع بوده ، و ديگرى مسكن « ارامنه » كه در پايين « قلعه » اتفاق افتاده بوده است . به واسطهء بنيونيت « 4 » ظاهرى و باطنى ، هميشه فيما بين اهالى اين دو « قلعه » محاربه و منازعه بوده ، تا اين‌كه بعد از زمانى ، هردو در يك شهر سكنا كرده ، و آن « تعصب » برخاسته است ؛ ولى حالا از مسكن قديم « مسلمين » آثارى باقى نيست . در روز ورود [ به ] اين‌جا ، يهوديان ساكنين اين شهر دكاكين را بسته [ و ] مشغول عيش و عشرت بودند . مذكور داشتند كه اين ايّام « عيديمش » ايشان است ، كه تقريبا يك ماه اين عيد را عزيز شمرده [ و ] به عشرت مىگذرانند و اين عيد را به حضرت كليم اللّه منسوب مىدانند . اين شهر معبدگاههاى ممتاز دارد . فرنگىها گويند يكى از 7 كليساى روى زمين در اين‌جاست .

--> ( 1 ) . كريستيان ، احتمالا از كريستس « عيسى مسيح » گرفته شده و به معنى مسيحيان است . ( 2 ) . در اصل : آروپا ( 3 ) . اومرس يا اوميروس يا هومر ( Homere ) ، بزرگترين شاعر يونان . ( 4 ) . جدائى ، ناسازگارى ، دوگانگى .