هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
190
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
لباس مردم به همان وضع قديم است . البسهء زنان عبارت از چادرشبى است كه « فرجه » مىنامند ، ولى زياد تنگ و بلند [ است ] . كفش بعضىها زرد است ، كه « مس » مىگويند و بعضىها نيم چكمه است كه « بوتون » گويند . روبندشان يك جور نيست ، بلكه عبارت از پارچ [ ه ] هاى الوان است . در اين شهر ، در عرض هفته يك ورقه روزنامه به زبان « تركى » طبع و نشر مىشود . متاع اين شهر « جوراب سفيد » و « كتان » و بعض اشياء پنبهاى است و بعض معادن يافت مىشود . از آثار قديمى يكى « ليمان اوريانوس سلطان » و ديگرى مخزنى است مربّع الشكل ، [ كه ] گويند « جبه خانه چنگيزى » است . به مناسبت همين شكل ، اصل « طربزون » مأخوذ از « طربزوس » شد ، زيرا كه اين كلمه در لغت لاتين به معنى « شكل مربع مستطيل » است ، بعد از آنكه قلعه [ اى ] بدين شكل در اينجا ساختند ، « روميان » آنجا را « قلربزوس » ناميدند و بعد به تدريج « طربزون » شد . عرض آن 41 درجه و صفر دقيقه است و طولش از گرىنيج 39 درجه [ و ] 45 دقيقه است . اين شهر تا چند سال قبل از اين ، بندر خيلى معتبرى بود ، كه در حقيقت تردّد اغلب مسافرين و حجاج و حملونقل مال التجاره به سمت داخلهء دولت عليّه « ايران » از اين شهر بود ، كه از راه « ارض روم » و « قارص » و « خوى » مىرفتند . بعد از انجام راهآهن ما بين « پوتى » و « تفليس » و معمول شدن آن راه ، اين خط به كلّى متروك و منسوخ شده ، و خصوص دهات عرض راه را كه در جنگ آخرى واقع در سمت « قارص » نهب و غارت كردند ، ديگر يكجا از آبادى افتاده ، خراب و ويران شد . روز جمعه ، بيست و چهارم رمضان 1296 « 1 » [ ه . ق . ] امروز كه « واپور » از بار دادن و بار گرفتن فراغت حاصل كرد ، عصر تنگ عزيمت واپور نموديم . آقاى « ميرزا محمود خان » و اجزاء « قونسولخانه » و تجّار ، رسم وداع را به عمل آورده ، « واپور » به راه افتاد .
--> ( 1 ) . در اصل : 1299 ( كه اشتباه است ) .