هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
145
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
كرده ، از « سرحد » تا « ايروان » راه مسطح است ، ولى بهطور معمول راه « شوسه » كه متداول است ، درست نكردهاند . در بعض نقاط عرض راه پست و بلند زياد است ، كه از حركت عرّادهها « 1 » گرد و غبار مفرطى شده ، موجب اذيّت و زحمت مسافر مىشود . [ نخجوان ] در ورود به شهر « نخجوان » ، جمعيت كثيرى از « تجار » و « معتبرين » شهر ، بعضى با كالسكه و بعضى سواره و پياده ، تا بيرون شهر به استقبال جناب « آقا » آمده بودند . نزديك ظهر ، در خانهء « حاجى ابراهيم خليل تاجر » ، كه از اعاظم تجار آن بلد است ، نزول فرمودند . تمامى روز را اعيان و اشراف شهر « نخجوان » به خدمت جناب « آقا » رسيده ، استفاضه « 2 » حاصل مىكردند . چون حاج مزبور و بعضى از مخلصان ، توقف وجود فايض الجود محترم آن جناب را در آن بلده زياد مايل بودند ، على هذا « 3 » فردا كه روز جمعه دويم ماه بود ، در شهر « نخجوان » اتراق شد . در روز توقف ، بعضى امورات را صورت داده ، دو فورگون « 4 » چهار اسبى به جهت حمل احمال و اثقال و خدام تا « تفليس » كرايه كرده ، اسب و قاطر سوارى و بارى به شهر « تبريز » مراجعت داده شد . وضع شهر نخجوان شهر در جلگه [ اى ] خوب و فضاى بس مرغوب واقع است . جبال شامخهء عظيمه از سمت غربى شهر را احاطه نموده و ساير اطرافش عرصهء وسيع و دهات متّصل به هم است . در سمت شرقى شهر كوه بسيار بلندى است كه قلّه او عبارت از يك پارچه سنگى است بهطور عمودى ، كه از مسافت بعيده نمايان و به « ايلان داغى » موسوم است . رودخانه [ اى ] از همين كوه منبعث شده ، در همهجا از « سبزهزار » و « گلزار » جارى شده ، از نيم فرسخى شهر گذشته ، به رود « ارس » مىريزد . دو بنائى قديم از آثار سابقه ، در خارج شهر ، در نزديكى اين رود موجود است . از
--> ( 1 ) . در اصل : عراده ( 2 ) . استفاده ، فيض خواستن ، فيض گرفتن ، طلب فيض كردن . ( 3 ) . بنابراين ، از اينرو . ( 4 ) . فورگون يا فورغون ، نوعى دليجان است .