محمد حسين بن مهدى فراهانى

89

سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )

و ليرهء عثمانى در اينجا به اختلاف وقت قيمتش از هشت منات و سه عباسى منات الى نه منات و دو عباسى منات است كه از بيست و شش قران الى بيست و هشت قران ايرانى باشد . متاع بندر باتوم و اين شهر از خود متاعى به جهت تجارت ندارد همان متاع مسكو و روسيه است . و گاهى پشم و ابريشم رشت و نمد و نفت براى حمل و نقل به اسلامبول و ساير مملكت روم « 6 » از اينجا مىگذرانند و تجار معتبر هم ندارد . اتباع خارجى و از جانب دولت روم نايب قونسولى در اينجا است و بعضى اشخاص ملاك اينجا سابقا تبعهء روم بوده و حال به آن تبعيت باقى هستند و محاكماتشان با اين نايب قونسول است . و يك نايب قونسول هم از جانب دولت انگليس در اينجا هست . قريب بيست نفر از تبعهء انگليس‌اند . و از جانب دولت عليهء ايران گاهى تكران نامى است ارمنى كه سابقا تاجر بوده و حال ورشكسته و شخص بىكفايت و متقلب به نظر مىآمد . و گاهى از جانب كار - پرداز تفليس در فصل رفتن حجاج ، مأمورى موقتا اينجا مىآيد . در اين وقت حاجى آقا بيگ نامى بود . و تبعهء ايران در اين شهر قريب بيست نفر مىشود كه از قبيل قهوه‌چى و دلال و بنا و غيره است . امان از قهوه‌چيها و دلالهاى اينجا . امان از دست دوشاب ملاير * كه آرد آب در كام جلاير ابتدا در نهايت گرمى اظهار هموطنى و هم‌مذهبى مىكنند بعد هرچه بتوانند گوش حجاج را به هر اسم و رسم كه باشد مىبرند ، مثلا تذكرهء حجاج را به اصرار مى - گيرند كه بايد به صحهء نايب قونسول دولت ايران و نايب قونسول روم و نايب قونسول انگليس و حكومت باتوم برسد . يك دو روز به طفره مىگذرانند ، حجاج هم كه عجله در باب رفتن دارند ناچار هرچه دلالها پول بخواهند حجاج محض اينكه معطل نشوند ، مىدهند و تذكر [ ه ] ها را مىگيرند . و چند خط مجهول بر آنها گذاشته و مىدهند . صحه گذاشتن تذكره در باتوم ابدا لازم نيست . و من جمله از كارهاى اين قهوه‌چيها و دلالهاى ايرانى اينست كه به كمال خصوصيت از حجاج مىپرسند كه اگر اسباب گمركى دارى در جيب يا كلاه يا دوشك و متكا پنهان

--> ( 6 ) - منظور دولت عثمانى است .