محمد حسين بن مهدى فراهانى
46
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
كردند و برخى اسباب خود به در مىبردند ، و بعضى مضطرب شده مبهوت نگاه مىنمودند و از شدت اضطراب در صدد اطفاء آتش نبودند و اسبابى هم به جهت اطفاء آن نداشتند ، و آتش همچنان شعله مىكشيد كه در پنجاه قدمى نزديك نمىتوان رفت . همگى همتشان مصروف به بيرون بردن اسباب دكاكين بود . و اضطراب به جايى رسيد كه هر كس پول و اسباب به هر ناديده و ناشناخته مىداد و آن حمال هرجا مىخواست مىرفت . بسيارى از اسبابهاى مردم را حمالها بردند و ندادند و پارهء اسباب به دست مردم بىپا و سر افتاد و معلوم نشد كه برده است . و از ساعت شش از شب گذشته اول آتشسوز بود تا قريب به ظهر روز سهشنبه هشتم كه دوازده ساعت طول كشيد . و از يك ساعت قبل از طلوع صبح حاكم و غالب علما و سادات و اعيان همه در صدد اطفاء آتش بودند و از اطراف با داس و اره ، چوبها را مىبريده و آتش را منفصل مىكردند و چاره نمىشد . صداى شيون مرد و زن بلند بود و تمام شهر در آن شب مثال روز مىنمود . و اشخاص خانهدار كه خانههاى آنها قريب به بازار بود ، اموال و اسباب خود را به جاهاى دوردست حمل و نقل نمودند . و مشير السلطنه و اعيان از آه و نالهء خلق در گريه و افسوس ، و نسوان به مشير السلطنه بلند فحش مىدادند و نفرين مىكردند كه اين از قدم نامبارك تست . منجمله سيدى به مشير السلطنه عتاب و خطاب كرد كه قدم نامبارك تو گيلان را تمام خواهد سوخت . اعيان سيد را از گفتن اين كلمات منع نمودند . بالاخره از چندجا آتش را منفصل كرده و خاموش گردانيدند . خسارت آتشسوزى بعد از اطفاى آتش معلوم شد قريب هزار و يكصد و پنجاه دكان در بازار و هفده كاروانسرا و يك مسجد و يك مدرسه و يك تكيه و دو باب حمام سوخته بود ، به اين معنى كه دكاكين آنچه پوشش چوب داشت چوبش سوخت و كاروانسراها بعضى نصف سوخت و بعضى شش هفت حجره ، و مسجد و مدرسه و حمام هم نصف سوخت . و ضرر اعيانى از قبيل دكاكين و كاروانسرا و غيره را قريب پنجاه هزار تومان تصور مىكردند . و هفت هشت هزار تومان هم ضرر تلف شدن و دامج شدن اشياء را مىگفتند . اگرچه بعد از آتشسوز به ملاحظهء اينكه اشياء مفقود شده از شهر بيرون نرود و پيدا شود ، از جانب حكومت قدغن شد كه كسى بىبليت مالى به خارج شهر نبرد . و بسيارى از خانههائى را كه گمان مىرفت ، گرديدند و پاره [ اى ] اموال مفقود شده از خانهها بيرون آمد ، معذلك باز