محمد حسين بن مهدى فراهانى
47
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
خيلى اسباب تلف شد و از ميان رفت . و در اين آتشسوز خانهء كسى ابدا نسوخت و اموال و اسباب كسى هم به هيچوجه سوخته نشد و مرد و زن و بچه هم تلف نگشت ، مگر آنكه شخص تركى كه موسوم به مشهدى محمد بود ، تنخواهى امانت در جعبه داشت هنگام آتشسوز از شدت اضطراب آن جعبه را به حمالى ناشناخت داد كه خانهء فلان ببرد . حمال خانهء فلان را نيافت به خانهء كس ديگر برد . دنبال حمال رفت ديد جعبهء تنخواه نرسيده از كمال وحشت يك دفعه فجاه نمود و نعشش را برداشتند . بعد تنخواه و جعبه هم بيرون آمد . ديگر معلوم نشد كه تنخواهى غير از آن هم داشته و از ميان رفته است يا خير . علت سستى حكومت مشير السلطنه دو فقره اسباب سستى عمل مميزى و حكومت مشير السلطنه در گيلان شد يكى همين فقرهء آتشسوز [ ى ] بود ، يكى ديگر آنكه مشير السلطنه در بدايت امر كه به جهت مميزى به گيلان رفت در كمال بىغرضى و بىطمعى مميزى كرد و هيچ فرق ما بين اعيان و رعيت نگذاشت . سفر دويم كه به حكومت آمد اولا طمع در كارش به هم رسيد ، خود و اجزاء تنخواه گزاف براى كم و كسر ماليات از مردم گرفتند و تغيير و تبديل كلى در مميزى اول دادند ، ثانيا اسباب دوام حكومت خود را اين دانست كه با ملاها و اعيان بسازد و بار آنها را بر دوش رعيت اندازد و چنين كرد . چون عمل مشوب به غرض و طمع گرديد از اين بابت جلد و چابك قطع و فصل عمل ننموده و به اهمال گذرانيد . و به دست هيچكس صورت ماليات صحيحى نداد كه هر كه تكليف خود را بداند ، و اگر صورتى هم به دست كسى داد بىسر و ته و افرادى تراشيده شده و قلم زده و قلم برده كه در هر سطر آن محل انكار و حرف بود و هر لحظه تغيير مىنمود . بدين واسطه همه در تكليف خود متحير بودند و هيچ معلوم نبود ماليات هر بلوك و هر كس چند است . و اگر اين خيالات نبود اقلا بعد از وضع تخفيف سابق كه از ديوان اعلى به گيلان داده مىشد پنجاه هزار تومان علاوه ماليات گيلان مىگشت در حالتى كه همه راضى باشند و هيچكس شاكى نباشد . و با همهء اينها چون مشير السلطنه شخص واحد و تعارفى هم از بابت حكومت نداده ، و هرچه تعارف و غيره مىگرفت براى شخص خودش بود نه به اسامى مختلفه ، بدين واسطه اهالى گيلان به حكومت او راضى و شاكر بودند . در اين مقام زياده از اين نمىتوان نگاشت . در حريم عشق نتوان زد دم از گفت و شنيد * زانكه آنجا جمله اعضا چشم بايد بود و گوش