محمد حسين بن مهدى فراهانى

295

سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )

راهى طبرستان شد كه خود و اعظم سپاهش نابود شدند ( دايرة - المعارف فارسى ، ج 2 ، ص 14 - 1613 و دهخدا ، جزوهء 23 ، ص 134 به بعد ) . 59 ر 2 - شيروان شروان Sharvan كه به خطا شيروان مىخوانند ، ولايتى است در جنوب شرقى قفقاز در حوضهء علياى نهر ارس و رود كورا . كرسى قديم آن « شابران » و در ادوار متأخر « شماخى » بود و شمالى - ترين نقطهء آن دربند است . 59 ر 2 - باب الابواب نامى است كه جغرافيدانان عرب به شهر « دربند » واقع در دامنه جبال قفقاز و ساحل غربى بحر خزر داده‌اند . و چون مدخل لنگرگاه آن با زنجيرى بسته بود و كشتيها بىاجازه حق ورود و خروج نداشتند به همين جهت آن را باب الابواب ناميدند ( معين ، ج 5 ، ص 223 ) . 59 ر 3 - طوالش يا طالش باريكه‌اى جنگلى و مرطوب بين كوههاى طالش و بحر خزر كه از لحاظ جغرافيايى جزء گيلان است . اين ناحيه تا انعقاد عهدنامهء گلستان تماما جزء ايران و كرسى آن « لنكران » بود . اينك رود آستارا طالش ايران را از طالش شوروى جدا مىكند . طالش شوروى جزء آذربايجان شوروى است . طالشيها به لهجهء طالشى تكلم مىكنند . 59 ر 3 - استراباد ولايت سابق شمال ايران كه حاكم‌نشين آن شهر استراباد ( گرگان كنونى ) بود . اين ولايت محدود مىشد از شمال به رود اترك ، از شرق به بجنورد ، از جنوب به شاه‌كوه و از غرب به درياى خزر و هزار جريب كه ناحيهء شرقى و جنوبى آن كوهستانى است . خاك آن از استپهاى حاصلخيز نظير استپهاى سياه شوروى است . شهر گرگان كنونى قسمتى از ولايت سابق استراباد است ( دايرة المعارف فارسى ، ج 1 ، ص 127 ) . 59 ر 4 - تركستان ناحيه‌ايست در آسيا كه از شمال به سيبريه ، از مغرب به بحر خزر ، از جنوب به افغانستان ، هند و تبت و از مشرق به مغولستان محدود است كه بين روسيه شوروى و چين تقسيم شده است .