محمد حسين بن مهدى فراهانى
21
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
دروازهء قوى ميدان ، كه تعمير شده و از اين دروازه به طرف رشت مىروند . دروازهء خندقبار ، كه تازه تعمير شده [ است ] . دروازهء مقلاوك ، كه تعمير شده و از اينجا به سمت تبريز مىرود . دروازهء ساولان ، كه از اينجا به سمت عمارلوى گيلان مىرود و تعمير نشده . دروازهء شاهزاده حسين ، كه تعمير نشده و از اينجا به سمت اصفهان مىروند . مساجد قديمى قزوين مسجد شاه در محلهء بازار واقع و از بناهاى شاه شهيد آقا محمد شاه است كه ناتمام [ ماند ] و خاقان مغفور او را به اتمام رسانيد . و جلو خان آن نيم تمام ماند و در عهد شاه مبرور محمد شاه در زمانى كه ميرزا موسى وزير حاكم قزوين بود ، جلو خان را حسبالامر ، به اتمام رسانيد . و در اين دولت هم تعمير كلى شده است . و دكاكين اطراف مسجد كه چهارده پانزده باب است وقف بر مسجد است كه بايد به اجرت خادم و مؤذن و برفروبى و روشنائى مسجد برسد . و اين دكاكين موقوفه دست اولاد مرحوم حاجى ميرزا رفيع مجتهد است . و سه دانگ قريهء لهارد هم وقف تعمير مسجد و سه دانگ ديگرش وقف تعمير آب خيابان است . و شش دانگ لهارد به دست اولاد مرحوم حاجى ملا عبد الوهاب پيشنماز است . مسجد جامع در محلهء فشتاول واقع و از بناهاى عماد الدوله خمارتاش است [ كه ] از مماليك عماد الدوله بوده كه عماد الدوله از مشاهير حكام قزوين است . خود او به ملازمت سلطان قيام داشت و از جانب خويش خمارتاش را به حكومت قزوين گذاشت و مشاراليه مردى زاهد و آخر عمر تارك دنيا گشت ، و آن مسجد را در سنهء پانصد هجرى بنا نهاده و در سنهء پانصد و نه به اتمام رسيد و در سنهء پانصد و چهل مظفر الدين الب ارسلان ابن نقش بازدار مسجد را تعمير نمود و بر عمارت سابق افزود . و دو لوح در آنجا است كه خمارتاش بعضى املاك و قنوات خود را وقف كرده و بعد آن املاك را اسما تغيير داده و يكى نمودهاند . و دو لوح هم بر درب مسجد نصب است كه لوح طرف يمين از سلاطين صفويه و مضمونش اين است كه از بابت قپاندارى وجه جزئى بگيرند و از بابت ورود روغن و انگور به دروازه چيزى نگيرند فى سنهء هزار و هشتاد و يك . در لوح طرف يسار مرتسم شده كه در عهد دولت خاقان مغفور در سنهء هزار و دويست و سى و هشت بعضى رسومات ضميمه را ترك نمايند از قبيل خانه نزول و خرج منهاى مترددين و خرج عمله به جهت كشيك عمارات و باغات ديوانى و خرج برفروبى و غيره و غيره . و وقفيات بسيار داشته كه در زمان سابق بوده و حال از ميان رفته . الان وقفيات