محمد حسين بن مهدى فراهانى

160

سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )

مجددا جستجوى اشياء در جده و مطالبهء گمرك بىقاعده است ، قسمى نمائيد كه شب را داخل شهر شويم و بارهامان بيرون نماند . اين دو نفر گماشتهء قونسول رفتند و يك ساعت از شب گذشته مراجعت كرده و از رئيس گمرك نوشته آوردند كه كسى متعرض بارهاى ما نشود . آن وقت حمال‌باشى شهر كه از جانب دولت معين و سالى مبالغى از بابت شغل حمالان به دولت مىدهد ، آمد و چند نفر حمال طلبيد و كرايه را او مشخص كرده و بارها را حمل نمودند . و هفت هشت نفر حجاج هموطنان نيز خود را به ما بستند و داخل شهر شده از گمرك جستند . و ما به خانه [ اى ] عالى كه شاگرد مطوف معين نموده بود ، رفتيم . وارد اطاقى فرش كرده و مخده گذاشته شديم . خسته و گرسنه نشسته كه در اين بين درى به هم خورده پرده بالا رفت مجموعهء خيلى مفصلى كه پلو و ساير ملزومات [ در ] آن بود به زمين گذاشتند . معلوم شد گماشتهء مطوف صاحب‌خانه را تحريص بر تدارك و تشريفات كرده . خورديم و شكر خدا كرديم . و اغذيه در زير دندان خيلى لذيذ به نظر آمد ، اما بعد از آنكه انعام خيلى گزاف به صاحب‌خانه داديم طعم غذاها از زير دندان رفت . قنسول دولت ايران فردا صبح قونسول دولت عليهء ايران كه در اين سال به جده آمده و سابقا قونسول اسكندريه بوده و موسوم به حاجى ميرزا حبيب اللّه خان و به سن پنجاه و از اهالى كاشان است ، با اجزاى خود ديدن آمده و خصوصيت و مهربانى كرد ، و اين بنده را به منزل خود دعوت نمود . تاريخ مفصلى در احوالات متمهدى نوشته بود و خطبه‌ها و اعلانات و كاغذهاى او را كه به حكومت سودان و خديو مصر و سلطان عثمانى و سردارهاى انگليس نگاشته ، و قصايد شعراى عرب و عجم كه در مدح او گفته بودند همه را جمع و صفات و شمايل او را با تفصيل احوالات اعرابى پاشا مشروحا نوشته و قريب دوازده هزار بيت مىشد . اين بنده آن كتاب او را گرفته و اين مختصر را از روى نوشتجات او خلاصه كرده و نگاشتم : سياه چرده ، متوسط القامت ، سمين ، ابروان پيوسته ، چشمهاى درشت ، ريش كم و كوتاه ، سياه مو ، كشيده‌رو ، پيشانى گشاده [ و ] سر زير افتاده . با اظهار تقوى ، خوش تقرير و تحرير ، پرسياست و تنبيه ، بعضى گفتند مزاح دوست است ، گاهى ذكر و فكر مىنمايد ، از جمله روزى دو سه ساعت تنها در خلوت مىنشيند و مشغول فكر است . شجاعتى از او به ظهور نرسيده اما گاهى نقشه و طرح دعوا را خود مىريخته ،