محمد حسين بن مهدى فراهانى

155

سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )

رفتيم . قريب سه ساعت درب گمرك معطل شديم تا همهء حجاج رونده در آنجا جمع شدند ، بعد از آن گمركچيها آمدند و اسباب مردم را ديدند . و با اينكه همهء حجاج از يك نقطهء مخصوص حمل به قايقها مىشدند ، مع هذا بسيارى از اسبابها و بارها هيچ ديده نشد و به مسامحه گذشت ، كه از آن جمله بارهاى خود ما بود كه نديدند . و اگر كسى اسباب گمركى بسيار هم داشت و مخفيا به يكى از گمركچيها پولى مىداد كه بار را باز نكنند ممكن بود . بعد از فراغت از گمرك بلاتأمل از همان محوطهء كنار گمركخانه حجاج با اسباب و اموال به قايقها نشستند . و برحسب حكم خديوى ، اين قايقهائى كه اشخاص [ را ] حمل كرده‌اند بايد بعد از طى يك فرسخ در آب به يك نقطه كه از ديوان در كنار دريا ساخته‌اند مجتمع شوند ، و قايقها با سرنشين به ترتيب در روى دريا بايستند . و در اين نقطه ده دوازده خانوار عرب هم هست كه خانه ساخته‌اند ، و چند چادر كرايه هم در آنجا زده‌اند كه قهوه‌خانه و بقالى است و هندوانهء بسيار و بعضى خوردنيهاى ديگر هم در روز حركت حجاج در آنجا به جهت فروش آورده‌اند . و در اين عمارت ديوانى ، از جانب خديو مأمورى است و سه چهار نفر اتباع هم دارد . روز حركت حجاج ، آن مأمور با اتباع خود قريب به ظهر از آن عمارت بيرون آمد در حالتى كه تمام حجاج در روى دريا در قايقها به ترتيبى كه آمده بودند مرتب ايستاده ، آن وقت سرنشين هر قايق را از قايق بيرون مىكنند و شخص به شخص ابتدا تذكرهء عثمانى او را كه از اسلامبول گرفته‌اند ديده بعد نوشتهء صحت‌نامه‌اى كه از حكيم‌باشى سويس گرفته‌اند مىبينند . و يك نفر هم ميان قايق مىآيد و زير اسبابها و بارها را مىگردد كه كسى را زير اسباب و بار بىتذكره پنهان نكرده باشند . و هركس بىتذكره باشد در كمال سختى او را ممانعت از رفتن مىنمايند مگر آنكه پول بسيارى بدهد و تذكرهء تازه از همان مأمور بگيرد . بارى تمام آدمهاى قايقها را اين مأمور مىبيند ، و ضمنا سياهه برمىدارد كه چند قايق ، و [ در ] هر قايقى چند نفر حمل شده ، و چه‌قدر كرايه گرفته‌اند . دو ثلث كرايه را به صاحبان قايقها مىدهند و يك ثلث را از بابت حق ميرى يعنى حق ديوانى برمىدارند . و در اين فقره كمال دقت مىشود كه كسى گريخته و بىتذكره نباشد . معهذا باز بعضى بىتذكره مىگريزند . اين‌روز در كمال زحمت بر حجاج گذشت و دو ساعت به غروب مانده وارد كشتى شدند . شب سه‌شنبهء سيزده و روز سه‌شنبه تا دو ساعت به غروب مانده واپور حركت نكرد ، سرنشين بسيار حمل نمود . قريب يك هزار نفر جمعيت در اين