محمد حسين بن مهدى فراهانى
150
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
تقليد كالسكهء راهآهن است . آن كالسكه كه شب حركت مىكند در بين راه معطل بارگيرى مىشود تا وقتى كه اين كالسكه صبح راه افتاد ، بيايد و برسد ، آن وقت متصل به يكديگر شده و يك دفعه حركت كنند . سابقا عرض شد كه حجاج چون در اسلامبول از كمپانى نمسه واپور يك سره كرايه كرده بودند ، و كرايهء كالسكه تا سويس و كرايهء كشتى از سويس الى جده با همان كمپانى است . و وكيل و اخبت او [ كه ] در اسكندريه است بليت حجاج را مىگيرد و بليت كالسكه از اسكندريه به سويس و بليت واپور از سويس به جده را مىدهد . بعد از آنكه حجاج بليتهاى اسلامبول خود را در اسكندريه به اخبت كمپانى دادند و از او بليت گرفتند ، پارهاى به ملاحظهء صرفه در كالسكههاى بارى كه وقت غروب مىرود روانه شدند و بعضى هم صبح اول آفتاب در كالسكه نشستند كه از آن جمله يكى گردون است . حركت از اسكندريه صبح سهشنبهء شش شهر ذيقعده وارد اسكندريه شده و صبح پنجشنبهء هشت از اسكندريه به كالسكه نشست و روانه گشت . از اسكندريه تا سويس دويست و شصت ميل انگليسى است . و در بيست مكان محطه يعنى مهمانخانه و قراولخانه است ، كه هر سيزده چهارده ميل يك محطه است . عملجات كالسكه و مهمانخانههاى آن همه عرباند مگر چند نفرى انگليساند كه عمل آتشخانهء كالسكه با آنها است . در بين راه هيچجا قراول نيست . در هر محطه به اختلاف هفت هشت ده نفر قراول است . و در اين محطهها مكانهاى عالى پاكيزهء دو مرتبه هم نيست . بيشتر محطهها يك مرتبه و كثيف و در هرجا سه چهار اطاق دارد . در استاسيونهاى از بادكوبه به باطوم همه قسم مأكول و مشروب و اسباب نهار و چاى موجود بود ، و در اين محطهها جز آب و به ندرت ميوهء مختصر چيزى يافت نمىشود ، و بعضى جاها ميوه و آب هم نيست . و در كالسكههاى آنجا وقت حركت و سكون معين بود ، زنگ اخبار داشت و سرنشينها تكليف خود را مىدانستند . و در اين كالسكه ابدا زنگ اخبار نداشت و كسى تكليف خود را نمىدانست . گاهى صوتى بىمأخذ مىكشيدند چنانچه به هواى همان صوت چند نفر از كالسكه پائين رفتند كالسكه روانه شده و آنها ماندند ، بدين واسطه جرئت پائين رفتن از كالسكه به ميهمانخانهها نبود . در كالسكهء سمت روسيه رسم اين بود هركس اسباب زيادى داشت در بادكوبه از او مىگرفتند و سندى به او مىدادند كه در باتوم يا تفليس آن سند را بدهد و