محمد حسين بن مهدى فراهانى
140
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
اسكندريه صبح سهشنبهء شش شهر ذيقعدة الحرام ، واپور پس از اجازهء كارگذاران اسكندريه وارد لنگرگاه اسكندريه شد . انگليسها چون عجالة اسكندريه را ملك مطلق خودشان مىدانند ، بدين واسطه لنگرگاه خوبى در اسكندريه ساخته و اطراف آن را از سنگهاى يكپارچه درست كرده ، و قريب يك كرور تومان ايران خرج لنگرگاه شده است . و سفاين همينكه در لنگرگاه وارد شدند از باد و طوفان محفوظند . و هر واپورى كه داخل آن لنگرگاه مىشود بايد چيزى هم بدهد . بعد از آنكه واپور لنگر انداخت قايقچيها آمدند و مردم بناى بيرون رفتن را گذاشتند . چند نفر دلال ايرانى كه در آنجا مقيماند چون مار خوش خط و خال به واپور آمده و اظهار هموطنى كردند و در باغ سبز نمودند ، و هريك چند نفر از حجاج را همراه گرفته و به قايق نشسته و كنار اسكله به محوطه و عمارتى كه به بيرون راه نداشت و درهاى او را بسته بودند ، بيرون از قايق آمده . ادارهء گمرك در اين محوطه و عمارت دم اسكله ، دو دستگاه است كه متعلق به آينده و رونده است . يكى عملجاتى هستند كه تذكرهء اشخاص را نگاه كرده بليت كوچكى به آنها مىدهند و تذكر [ ه ] ها را مىگيرند و صحه مىگذارند ، و متعلق به هر دولتى است همه را جمع كرده همان روز نزد قونسول آن دولت مى - فرستند و آن قونسول تمام آن تذكرهها را خودش هم صحه مىگذارد و فرداى آن روز مىدهد . و از ايرانيها براى قول كشيدن تذكر [ ه ] ها هر نفرى يك مجيدى و نيم كه قريب هشت هزار دينا است ، قونسول يا نايب قونسول ايران مىگيرد و تذكر [ ه ] ها را مىدهد . و در اين عمارت دم اسكله ، يكى هم دستگاه گمرك است كه بارها و اسبابهاى آينده و رونده را مفصلا مىبينند ، اما نه به سختى مملكت روس . در صورتى كه