محمد حسين بن مهدى فراهانى
141
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
چيز گمركى هم نباشد باز اجزاى گمركخانه برحسب شلتاق ، چيز جزئى مىگيرند كه بهانهجوئى نكنند . و اين دو دستگاه قسمى است كه كسى نمىتواند طفره بزند و بگريزد . بعد از آنكه تذكر [ ه ] ها را گرفتند و اسبابها و بارها را در گمركخانه ديدند ، آن وقت در محوطه را باز و اشخاص را بيرون مىنمايند . همينكه از آنجا بيرون آمديم كالسكهها و درشكههاى كرايه در آنجا حاضر بود . سوار شده و غربا به كاروانسراها و قهو [ ه ] خانهها مىروند ، و ما با حاجى عبد اللّه نام دلال همراه شده و به خانهء او رفتيم . در آنجا دو اطاق پاكيزهء فرش كرده به ما داد . و بعد از ظهر از منزل بيرون آمده با آن دلال اغلب شهر را تا سه ساعت از شب گذشته سواره و پياده گشتم . تاريخچهء بناى شهر و آنچه در كتب جغرافى از احوالات اسكندريه نوشتهاند اين است : در بانى آن اختلاف است ، بعضى گفتهاند بانى آن اسكندر اول است كه ذو القرنين لقب داشته و اسمش اشك بن سلوكوس رومى است ، و پارهاى اسمش را عياش نوشتهاند . و بعضى اينطور ضبط كردهاند : اسكندر بن يقطى بن يمونان بن ثارخ بن يافث بن نوح ، كه زمين را تماما گرديد و به ظلمات و محل طلوع و غروب آفتاب رسيد و بر يأجوج سد بست ، چنانچه خداى تعالى خبر داده است . و بعضى گفتهاند بانى اسكندريه اسكندر بن دارا پسر دختر فيلفوس رومى است . و اين اسكندر را به اسكندر اول تشبيه كردهاند به جهت آنكه اين اسكندر هم به چين و مغرب و ايران رفت . و بعضى گفتهاند اسكندر اول بنا نمود و اسكندر ثانى تعمير كرد . و پارهاى را عقيده اينست كه اين دو اسكندر يكى بودهاند . على اى حال ، در صورتى كه از بناهاى اسكندر رومى باشد سى صد و اندى قبل از ولادت حضرت عيسى على نبينا و آله و عليه السلام بنا شده است . و نوشتهاند وقتى اسكندر قصد كرد بناى اسكندريه را ، در اين مكان آثار شهر قديمى بود كه شداد بن عاد در آنجا بنا نهاده ، و در آن شهر آثار عمارات و ستونهاى سنگى بسيار نمودار بود . ابتدا قربانى بىشمار كرد ، پس از آن داخل معبدى از معبدهاى يونانيان گرديد و در آنجا تضرع كرد و از خدا خواست كه بنمايد به او آيا مىتواند اين شهر را به اتمام برساند ، و عاقبت امر اين شهر چه خواهد شد ؟ در خواب هاتفى او را گفت : « اين شهر را تو تمام مىكنى و در اينجا آبادى بسيار خواهد گرديد و جمعيت زياد