محمد حسين بن مهدى فراهانى
136
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
يك طرفى كه به خشكى متصل خندقى عميق داشته ، و گروهى انبوه از نصارى در آنجا جمع بود . و نصارى ، آنجا را از مواضع متبركه مىشمرده و از ساير ولايات به قصد زيارت آنجا مىرفتهاند . و به فاصلهء يك ميدان دور از آن قلعهء بزرگ ، قلعهء ديگرى بر سر كوهى بلند بوده كه مسلمين در آنجا توطن داشتهاند و آنجا را نيز ازمير مىگفتند . و ميان اهالى اين دو قلعه هميشه نزاع بود . و سلطان مردا خان و سلطان ايلدرم بايزيد خان عثمانى مكرر لشكر به آنجا كشيده و بر اهالى آن قلعه دست نيافتند . و از جانب سلاطين فرنگ در كشتيها آذوقه و كمك به جهت آنها مىآمد و فى الحقيقة در تصرف فرنگ بود ، تا در سنهء هشتصد و چهل كه امير تيمور گوركان به روم رفت بر آن قلعهء بزرگ ازمير دست يافته و فتح و خراب و بسيارى از اهالى را قتل [ و عام ] نمود ، و بر بقيه جزيه نهاد . و مسلمانان قلعهء كوچك قوت گرفته و به قلعهء بزرگ آمدند ، و بعد از آن در تصرف سلاطين عثمانى آمد . و ازمير حاليه از شهرهاى آباد دولت عثمانى و والىنشين ، و پنجاه هزار خانوار سكنه دارد كه قريب دويست هزار نفوس جمعيت آن است . تخمينا هشت هزار دكاكين و مغازه در اينجاست . و بازارهاى آن اغلب سرپوشيده و پشتبامها سفالى است . و بيشتر اهالى اين شهر فرنگى و اروم و يهودى است . و چون تركها خارج از مذهب اسلام را گور مىگويند ، بدين واسطه مشهور به گور ازمير است . و سابقا متوطنين مملكت روم همين ارومها بودهاند ، و از همين بابت دولت روم مىگفتهاند . و مذهب اينها نصارى و قواعدشان نزديك به مذهب روسها است . و كليساهاى معتبر در اينجا هست . و مسلمانان آن به همه جهت بيست هزار بيشتر نيست . و ده دوازده مسجد كوچك و بزرگ هم مال مسلمين است . چند كوچهء شارع عام آن بسيار تميز و [ با ] سنگهاى بزرگ فرش است و باقى كوچهها سنگ قلوه فرش و تنگ و كثيف است . و اهالى اينجا اناثا و ذكورا در نهايت خوش آب و رنگى و خوبروئى هستند ، و در هيچجا به اين آب و رنگ و لطافت نديده بودم . و از آب و رنگ اشخاص چنين معلوم مىشود كه آب و هواى اينجا كمال خوبى و لطافت را دارد . ميوه و متاع و اينجا ميوهخانهء خوبى است . بيشتر ميوهجات اسلامبول از اينجا مىرود . سيب و انار و انگور و هلو و انجيرش خيلى تعريف دارد ، خاصه انجير آنكه خيلى درشت و باشهد و براق است و در جعبههاى خيلى ظريف مى -