محمد حسين بن مهدى فراهانى

114

سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )

سرابالا است و در بسيارى از كوچه‌ها درشكه و كالسكه نمىرود يا به اشكال مىرود . و به جهت عبور و مرور از اين طرف به آن طرف بوغاز جسرى از چوب و آهن كشيده‌اند ، و هر مال و آدمى كه از آن عبور مىكند ده‌پاره ، كه [ دويست و هشتاد و پنج دينار ] « 31 » ايران باشد حق عبور مىگيرند . و روزى مبالغ خطير از اين جسر به دولت مىرسد . و در پنج ساعت از شب رفته به قدر هفت هشت ذرع از اين جسر رويهم زده و جمع مىكنند كه كسى ديگر از اين طرف به آن طرف عبور نكند . و عبور آن وقت شب با قايق خواهد بود . و مكرر قايق‌چيها يك نفر دو نفر را كه شب در قايق حمل كرده‌اند ، در دريا انداخته و بعضى بروز نموده و گرفتار شده‌اند . و در پاى اين جسر سه چهار واپور كوچك آتشى است كه روزى سه دفعه در ساعت معين ، اشخاص را حمل نموده در روى بوغاز به محلات مىبرند . و هر واپورى سالى از همين بابت ده دوازده هزار تومان منافع دارد . و اين واپورها مال كمپانى نمسه و فرانسه است . و بعضى واپورهاى كوچك آتشى ديگر هم هست كه بدون ترتيب و ساعت معين در وسط بوغاز سير مىنمايند و اشخاص را محض تفرج حمل مىنمايند . و بعضى هم با قايقها به تفرج و عبور مىروند . و با قايق رفتن در اين بوغاز با اين رفت و آمد واپورها و جمعيت و ازدحام ، كمال احتياط را دارد . و كرارا اشخاص در روز و شب در قايقها نشسته و غرق گشته‌اند . و تمام عمارات اين شهر از دو مرتبه الى پنج مرتبه است . و چوب بسيار در عمارات به كار مىبرند مثل عمارات گيلان ، بدين واسطه آتش‌سوز زياد مىشود و به اندك آتش و بادى خانه‌ها آتش مىگيرد . و از بابت بسيارى آتش‌سوز ، برج بلندى درست كرده‌اند كه مشرف بر تمام شهر است . در آن برج چند نفر مستحفظ هست كه ليلا و نهارا به نوبه مستحفظى مىكنند ، و دو عرادهء توپ هم در سر آن برجست . هر وقت جائى آتش گرفت فورا مستحفظ تير توپ مىاندازد تا بدانند كه آتش‌سوز شده . و يك صد نفر عملجات و يك صاحب منصب مواظب اين كار نموده‌اند و بعضى اسبابها هم از قبيل تلمبه و غيره براى اطفاء آتش ساخته‌اند . تا آن صاحب - منصب و اجزاء شليك توپ را از برج شنيدند مىدانند آتش‌سوز است ، فورا در

--> ( 31 ) - در متن ، به سياق كتابت شده است .