محمد حسين بن مهدى فراهانى

115

سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )

مقام اطفاء آتش برمىآيند ، و كمتر روزيست كه در اسلامبول يانقين نشود . آب و هوا هواى اين شهر و زمين آن نهايت رطوبت و ترى را دارد و در زير آسمان نمىتوان خوابيد . و اگر در وقت خواب درهاى اطاق باز باشد و باد به بدن شخص بخورد اسباب مرض خواهد شد . و به واسطهء رطوبت ، گرمى و سردى هوا چندان مؤثر نيست . و در چهار فصل باران بسيار مىآيد و از اين جهت پشت‌بام خانه‌ها همه سفالى است . و هواى آن خيلى شبيه به هواى گيلان است . كوچه‌ها و كوچه‌هاى اين شهر اغلب وسيع و پاكيزه و با سنگ قلوه مفروش است ، و بعضى كوچه‌ها را هم از سنگ تراش فرش كرده‌اند . و در پاره [ اى ] از كوچه‌ها و اغلب از خانه‌ها و قهوه‌خانه‌ها و تماشاخانه‌ها و مهمانخانه‌ها درخت - هاى جنگلى و انواع گلهاى كوزه و زمينى هست . آب مشروب شهر آب اينجا از چشمه‌سار و رود است و بعضى از آبها را از دو سه فرسخى آورده‌اند . و دو آب آن معروف به صافى و خوشگوارى است ، باقى آبهاى شهر ناصاف و ناگوار است . و در خانه‌ها و كاروانسراها آب‌انبارها درست كرده‌اند كه محتاج به سقا نيست مگر از آن دو آب خوشگوار اگر كسى بخواهد ، سقا مىآورد . بازارها بازارها و مغازه‌ها و كاروانسراها و مهمانخانه‌ها در اين شهر بسيار است ، بعضى بازارها مسقف و بعضى غير مسقف‌اند . و بازار مسقف آن وسيع نيست اما سفيدكارى است و سقفش طاق پست و از گچ و آجر پوشيده شده . تجارت متاع هر ولايتى در اينجا بىشمار ولى خريدار بالنسبه كم است و از خود متاع و تجارتى ندارد . و كارخانجات قابل در اين شهر نيست ، چند كارخانهء حوله‌بافى و كرباس‌بافى هست . اقمشه در اينجا كلية فراوان و ارزان است و اطعمه همه قسم موجود و گران است . پول و پول مسكوك خود اسلامبول ليرهء زرد و مجيدى سفيد و پارهء سياه است . و پول طلا و نقرهء آن صد بيست بار دارد . اما مجيدى سفيد بيست قروش ساق است ، كه هر قروش ساق چهل پاره است ، كه هر قروشى