محمد حسين بن مهدى فراهانى
105
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
سردى بيرون بيايد . و در اينجا حولههاى او را مىگيرند و دو حولهء لنگ مانندى به او مىپوشانند ، و از او مىپرسند كه چه كار دارى . اگر كارى متعلق به دلاكى ندارد راهنمايى او را كرده و در وسط حمام گرم عمومى مىبرند كه تمام زمين و هزاره از مرمر است ، و دورتادور يك شير آب گرم و يك شير آب سرد است . و پاى هر شير آب گرم و سرد حوضچهايست از سنگ مرمر ، و در او جامى از مس گذاشتهاند . هركسى پاى يكى از حوضچهها مىنشيند و غسل مىكند . و اگر كار دلاكى دارد فورا دلاكهاى امرد با طراوت و نظافت مىآيند ، هريك را خود شخص منتخب كرد جلو مىافتد و در يك خلوتى نظيف از سنگ مرمر ، مىرود كه دورتادور اين خلوت اطاقهاى كوچك دو نفرى است ، و در هر اطاقى دو شير آب گرم و سرد هست با حوضچه و جامى . بعد از آنكه وارد اين اطاق شد آن دلاك به اصرار ، پرده و لنگى درب آن اطاق آويزان مىكند كه از بيرون كسى اين اطاق را نبيند ، آن وقت عريانا مشغول و سر و كيسه مىشود . و صابون و ليف مفصل مىزند و به كنايه و استعاره و تصريح بعضى مراتب را مىرساند « تا چه كند قوت زانوى شخص » . و اطاقها و حمام در كمال روشنى است . و براى واجبى هم خلوت على حدهايست . و سر را بايد در خارج حمام تراشيد ، در حمام گرم و سرد كسى سر نمىتراشد . بارى بعد از آنكه از اعمال فارغ شد براى او سه حوله مىآورند : يكى بر سر و دو حوله در تن او مىپوشانند . و دوباره در همان دالان مىآورند و روى آن نيمكتها مىنشانند و قدرى كه در آنجا عرقش كمتر شد آن حولههاى اولى را عوض مى - كنند و دوباره چهار حوله به او پوشانيده با همان كفش چوبى در سر حمام سرد مىآيد . و همينكه روى حصير مىخواهد برود آن كفش چوبى را كنده كفش چرمى مىپوشد و در سر يكى از آن نيمكتها كه حولههاى نظيف انداختهاند مى - نشيند . و آئينه و قهوه و سيگار يا شربت به هر قسم بخواهد ، براى او مىآورند . و مخارج اين حمامها تقريبا از دو هزار [ دينار ] ايران الى پانزده هزار است . ناچار حمام بىعرق نمىشود ، و غالب حمامهاى شهر مخصوص مسلمين نيست ، هر فرقه مى - روند . و دو سه حمام است كه كفار نمىروند . و براى اشخاص نظيف صاحبخانه حمام بيرونى چندان لازم نمىشود . يك اطاق كوچكى در خانهء خودشان به وضع حمام درست كردهاند و در تابستان و زمستان روزى يك مرتبه شست و شو مى - كنند .