محمد حسين بن مهدى فراهانى

104

سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )

دلال و دلاله دلالهاى طرار بسيار از هر فرقه درب گمركخانه ايستاده‌اند ، و اغلب خريد و فروش و معاملات اين شهر به توسط دلال و دلاله مىگذرد . « كار اين زمان ز صنعت دلاله مىرود . » و اين دلالها غربا را براى تعيين جا و منزل دعوت و راهنمائى مىكنند . از جمله درب گمرك چند نفر دلال ايرانى بودند و يكى از آنها اين بنده و همراهان را راهنمائى نمودند و به خان شيخ داود كه يكى از محل نزول غربا و حجاج است بردند . و اين خان در محله [ اى ] واقع شده كه بدترين محلات اسلامبول است ، اما سه مرتبه و اطاقهايش تازه‌ساز و كرايهء آن ارزان است . هر نفرى را در يك شب دو قروش كرايه مىگيرند ، كه عبارت از يازده شاهى باشد . و از بابت جمع بودن حجاج در اينجا براى منزل حاجى انسب و اولى از جاهاى ديگر است . و مسافرين هريك آشنائى دارند به خانه و منزل آشناها مى - روند ، و هركس آشنا هم ندارد و به خرج بى جا مايل است ، به هتل « 17 » مىرود . و هتلها فراوان و اختلاف درجات آنها بىپايان است . و طهارت و نجاست و كافر و مسلمان در هتلها چندان ملاحظه نمىشود . و روز بعد از ورود به حمام رفتم . توصيف حمامهاى استانبول ابتدا كه شخص حمام مىرود صحنى وسيع در محاذى زمين كوچه است و سقفى بلند منقش و سفيد دارد . و زمين اين حمام غالبا از سنگ مرمر است . و در اطراف اين صحن حمام سرد دو مرتبه صفه‌ها « 18 » است و زمين صفه‌ها حصيرفرش است . در آن صفه‌ها صندلى و نيمكتها گذاشته و بر روى نيمكتها حوله‌هاى سفيد كشيده‌اند كه محل رخت بيرون آوردن است . و هر نيمكتى مخصوص يك نفر است . بعد از آنكه شخص رخت بيرون آورد چهار حولهء پاكيزه به او مىپوشانند ، و در روى حصيرها كفش تيماجى بىپاشنه مىپوشند . و همين‌كه خواست از روى حصير به زمين حمام برود ، كفش چوبى كه روى او بند چرمى دارد جلو او مىگذارند و بايد بپوشد . براى كسى كه آنها را نپوشيده و عادت نكرده راه رفتن در روى سنگهاى صاف با آن كفشها خيلى مشكل است . بعد محض راهنمائى ، يك دو نفر دلاك يا جامه‌دار جلو مىافتند و وارد به دالانى مىكنند كه او بالنسبه گرمتر از حمام سرد است . در آنجا هم چند نيمكت و صندلى گذاشته قدرى شخص را آنجا مىنشانند كه از حالت

--> ( 17 ) - اصل : هطل . ( 18 ) - قسمتى از سطح نشيمن را گويند كه از قسمتهاى ديگر بالاتر است و محل نشيمن اشخاص بزرگ است ( فرهنگ نفيسى ) .