حسنعلى خان افشار
98
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
گذاشتيم . دو ساعت هم شكار نموده ، بعد برگشته ، حوالى غروب به منزل رسيده ، استراحت نموديم و درّاج كه شكار شده بود ، بيست و شش قطعه بودند . بارى شب سهام الدوله يك بره آهو براى خانزاد فرستاده بود . آن شب گذشت . روز دوشنبه غرّهء شهر صفر : هوا خوب بود . آنروز را در منزل استراحت نمود . شب شد . [ 19 پ ] روز سهشنبه دويم صفر : دو ساعت از روز گذشته ، سوار شده ، به اردو رفته ، سهام الدوله را ديده ، بعد با نريمان خان در بالاخانه صحبت نموده ، به منزل برگشت . آنروز هم گذشت . روز چهارشنبه سيم صفر : اردو رفتن را موقوف نموده ، در منزل مانده ، مشغول عرض روزنامچه بودم ، تا عصر فرج الله خان ، ياور توبخانهء مباركه به منزل فدوى آمد . بعد از دو ساعت [ صحبت ] و صرف چاى باز به اردو برگشت . عصر تنگ هوا ابر شد . باران باريدن آغاز كرد . آنشب هم باران با شدت مىآمد . هوا مثل بهار ، اصلا سردى نداشت . صبح شد . روز پنجشنبه چهارم صفر : باران بشدّت مىآمد كه حركت كردن ممكن نبود . آنروز را در منزل آسوده حال ياد زيارت خاكپاى مبارك را مىنمود و تعجيل زياد در برگشتن داشتم . آنروز هم گذشت . روز جمعه پنجم صفر : دو ساعت از روز گذشته ، سوار شده ، عازم اردو شدم . رفته ، سهام الدوله را ديده ، در بالاخانه منزل نريمان خان قدرى صحبت نموده و اظهار برگشتن به دار الخلافهء كبرى و دريافت خاكپاى مبارك را به او گفتم كه به سهام الدوله بگويد . از آنجا عازم منزل شده ، بعد رسيدن منزل به حمام رفته ، عصر تنگ بيرون آمده ، آنروز هم گذشت .