حسنعلى خان افشار
72
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
روحى و روح العالمين فداه - و سركار اتابك اعظم « 1 » را نموده ، بعد از اتمام همهء اينها به زيارت مقبرهء شاه مرحوم « 2 » - طاب الله ثراه - آمد . بعد از زيارت و فاتحه تماشاى بقعه نموده ، بنّا و فعله مشغول كار بودند . هنوز به فرش طاقچه نرسيده بود و ميرزا فضل الله حاكم در سر قبر نشسته بود . بنّاها در كار بودند . از آنجا آمد ، مقبرهء خاقان مرحوم « 3 » را زيارت نمود . بعد از فاتحه تماشاى بقعه نموده ، سنگ مرمر كه حك كردهاند ، خيلى تعجب داشت و زياد صنعتكارى به كار بردهاند . بعد به سر قبر قهرمان ميرزاى مرحوم آمد . فاتحه خوانده ، تماشا نموده ، هنوز آينهكارى ميان گنبد تمام نشده . سنگ مرمر كه دارد ، صورت مرحوم را در روى سنگ مرمر حك نمودهاند ، با اسباب جواهر و جيقه . بارى به منزل آمده [ آفتاب ] غروب نمود . شب آمد . آن شب را به سر برده . روز جمعه شانزدهم شهر ذيحجه : همانروز را باز در قم مانده ، وقت عصر خبر آوردند : « محمد آقا پسر حاجى ملا محمود دراينجا است » . تا كه شب شد ، ديدم محمد آقا به منزل خانزاد آمد . بعد از تعارفات رسمى احوالات [ 5 ر ] كه شيراز رفته بود و آمده ، همه را اجمالا نقل كرد . شام خورد ، رفت . آن شب هم گذشت . روز شنبه هفدهم شهر ذيحجه : بنا بود كه عازم و روانه باشيم ، چون كه فرداش عيد غدير بود . آنروز ، بهجهت اينكه زيارت و وقفهء عيد غدير را يافته باشيم ، مانده . آن روز گذشت . روز يكشنبه هيجدهم شهر ذيحجه : روز عيد غدير ، صبح زود يك ساعت به صبح مانده ، وضو گرفته ، به روضهء مباركه مشرف شدم . زيارت و وقفه را تمام نموده ، دعاى دوام دولت ابدمدت را كرده ، از روضهء مباركه بيرون آمده ، آفتاب زده بود و آن روز آنقدر جمعيت در روضهء مباركه بود كه حسابش را خدا مىدانست .
--> ( 1 ) . منظور : امير كبير . ( 2 ) . منظور : محمد شاه قاجار . ( 3 ) . منظور : فتحعلى شاه قاجار .