حسنعلى خان افشار

50

سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )

آقا ميرزا « 1 » - كه پدرشان در زندان خانلر ميرزا بود بر تشمالان جديد جودكى ، فتحعلى خان ، اشرف خان و مهدى خان « 2 » ، كه به وسيلهء خانلر ميرزا به اين سمت گماشته شده بودند ؛ يورش بردند . آنها را به قتل رسانيدند و خود رياست طايفه را به عهده گرفتند . سگوندها نيز با غارت بلوك خالصه ديوانى همبستگى خويش را با دو طايفهء دلفان و جودكى اعلام داشتند . بدين ترتيب بار ديگر ناآرامى در لرستان بالا گرفت . آنچه كه پيدا است قصد خانلر ميرزا مبنى بر گرفتن ماليات از ايل‌هاى ، لرستان در گسترده شدن دامنهء ناامنى بىتأثير نبوده است . با پديد آمدن اين پريشانى خانلر ميرزا فوج سربند و سوار باجلان را برداشت ، از بروجرد رهسپار خرم‌آباد شد و به زور اوضاع را سامان داد . همچنين با قولى كه از سران طايفه‌ها گرفت . ايلدرم ميرزا را مأمور گرفتن بهرهء ديوانى كرد و خود به بروجرد بازگشت . با توجه به رويدادهاى بعدى ، از جمله سپاهى كه شاهزاده از ديگر قوم‌هاى قلمروش فراهم ساخت ، مىتوان چنين پنداشت : او به اين نتيجه رسيده بود كه با ابزار و توان جنگى موجود ، درگيرى با ايل‌هاى استقرار يافته بيهوده است و بايد ضمن فراهم آوردن سپاهى نيرومند به انتظار كوچ پاييزهء آنها بنشيند . طبيعى است كه تا زمان عملى ساختن اين طرح ناچار بود براى حفظ آرامش به‌گونه‌اى كج‌دار و مريز رفتار كند . گزارش هدايت اين گمان را تا اندازه‌اى تقويت مىكند . او مىنويسد : مقصود الوار دفع الوقت و مسامحه بود و نواب و الا نيز به ملاحظهء مصالح كار مماطله مىنمود تا كار بدانجا كشيد كه محصلين ماليات ديوانى را بىنيل مرام روانه كردند و سر به راهزنى و اهريمنى برآوردند « 3 » . سپهر نيز گزارشى همانند ارائه مىدهد : احتشام الدوله به مقتضاى وقت با ايشان طريق رفق و مدارا پيش گذاشت و جرم ايشان معوف داشت « 4 » . با فرا رسيدن پاييز و آغاز كوچ پاييزه ، دامنهء ناآرامى گسترده‌تر مىشد تا اين‌كه مهم‌ترين بحران دربار قاجار ، عزل ميرزا تقى خان امير كبير - 25 محرم 1268 / 29 آبان

--> ( 1 ) . برپايهء گزارش سينه‌به‌سينه‌اى كه آقاى هوشنگ خان نصير مقدم در اختيار نگارنده قرار دادند . ( 2 ) . نام مهدى خان تنها در گزارش‌هاى سينه‌به‌سينه آمده است . ( 3 ) . هدايت ، روضة الصفا ، ج 10 ، ص 513 . ( 4 ) . سپهر ، ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 165 .