حسنعلى خان افشار
47
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
ازدواجهايى ، در روزگار شاه مرد بر پيوندهاى سياسى و دستهبندى طايفههاى لرستانى تأثير شگرفى داشت ، زيرا بر پايهء سنت رايج ميان قبيلهها ، درگيرىهاى مربوط به يك طايفه - به هر علتى كه باشد - هميارى و همراهى طايفهء پيوند را خواهان است . از اين رو است كه در روزگار شاه مرد طايفههاى لرستانى ، باتوجه به ديگر بايستگىهاى سياسى ، در برابر دولت موضع مشتركى را در پيش گرفتند . اگرچه اين يگانگى ، آنگونه كه انتظار مىرفت ، هرگز به صورت دستهبندى واحد و منظمى - بهگونهاى كه همهء طايفهها در چارچوب اتحاديهاى نظامى عليه دولت شورش كنند - جامهء عمل نپوشيد و به جاى آن دو صفآرايى بهوجود آمد : يكى همبستگى دلفان و حسنوند ( اتحاد طايفههاى شمال لرستان ) و ديگرى همراهى طايفههاى سگوند و جودكى ( همكارى طايفههاى جنوب لرستان ) . برپايهء گزارش وقايعنگاران رسمى « 1 » ، خانلر ميرزا حكمران تازهء لرستان ، خوزستان و بختيارى ، 2 ربيع الثانى 1267 / 15 بهمن 1229 ، نخستين سفر خود را به ميان كوهنشينان لرستانى آغاز كرد . امنيت و آسايش نسبىاى كه با كوچ ايل به گرمسير ، در لرستان برقرار شده بود ، به شاهزادهء قاجار فرصت داد تا به آسانى از برادر مهترش ، اردشير ميرزا ، فرمانرواى پيشين لرستان و خوزستان ، سرزمينهاى جديد را تحويل بگيرد . همچنين در سايهء اين آرامش بود كه توانست ، بىهيچ مشكلى ، تا دشتهاى خوزستان بتازد و با سفر به شوشتر ، اهواز و هويزه ، مردم آنجا را متوجه قدرت و توان خويش سازد . بس روشن است كه چنين سفر بىدردسرى او را گستاختر و دليرتر ساخت ؛ جسارتى كه در رويارويى با رويدادهاى بعدى بسيارى ياريش كرد . با آمدن پادشاه جوان به دارالسرور بروجرد ، 9 شعبان 1267 / 19 خرداد 1230 ، خانلرميرزا ، فرزند خود ابراهيم ميرزا را به حكومت خوزستان گماشت و سرمست و مغرور آهنگ بروجرد كرد . او كه در پى فرصتى مىگشت تا شايستگى خويش را به
--> ( 1 ) . نك : هدايت ، روضة الصفا ، ج 10 ، ص ص 509 - 511 ؛ سپهر ، ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص ص 164 - 165 ؛ خورموجى ، حقايق الاخبار ، ص 109 ؛ روزنامهء وقايع اتفاقيهء ( 1267 ) ، نمرهء 6 ، ص 2 ؛ همان ، نمرهء 21 ، ص 1 ؛ و - Loftus , Travels and researches in Chaldaea and Susiana , p . 355 .