حسنعلى خان افشار
30
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
ساخت زندگى روستايى ، در دهكدههاى پراكنده ، زندگى مىكنند كه از گسترش آنها امروزه شهرهايى چون خرمآباد و بروجرد پديد آمدهاند . وجود اين دوگونه شيوهء زندگى با بنيادهاى ناسازگار ، كشمكشى در ميان ساكنان لرستان پديد آورده است كه خود نيز از عاملهاى تاريخساز آنها است . ازاينرو مىتوانيم رويدادها و جريانهاى درونى تاريخ لرستان و تا اندازهاى قوم لر را دو دسته بدانيم : نخست رخدادهايى كه ريشه در همچشمى و ستيز ميان دستههاى دامپرور ( قبايل ) دارد . دوم جريانهايى كه در اثر كشمكش ميان كوهنشينان دامپرور و دشتنشينان كشاورز پديد آمدهاند . افزون بر اين دو دسته ، حوادثى نيز به چشم مىخورند كه از كشمكش مردم با كارگزاران حكومتى جانمايه مىگيرند . اين رخدادها كه در سدههاى واپسين دامنهشان گستردهتر شده است و ارزش چشمگيرترى يافتهاند در حقيقت پيامد كوششهايى هستند كه به دور از هرگونه داروى ارزشى ، براى به بند كشيدن اين مردم آزاده به كار گرفته شدند و شيوهء زندگى و روند تاريخ آنها را دگرگون ساختند . توجه به ساخت اجتماعى و نظام سياسيى كه پيرو اين شيوه از زندگى است ، نيز در پژوهش و گزارش رويدادها ما را يارى مىكند . نظام سياسى حاكم در لرستان ، نظامى فدرال بر پايه دستهبندهاى ايلى و قبيلهاى بوده است « 1 » . اين ساخت سياسى نه تنها يكجا شدن قدرت را در پى ندارد ، بلكه به سبب همچشمى و كشمكشى كه در ميان ايلها و گاه در ميان تشمالهاى يك ايل پديد مىآيد ، زمينهء پراكندگى آن را فراهم مىآورد ؛ بهگونهاى كه در تاريخ لر كوچك ، بهويژه لرستان پيشكوه ، جز در دورههاى كوتاه چون زمان اتابكان و پس از آن واليان ، هيچ حكومتى ديدهنمىشود كه به عنوان سلسلهاى محلى فصلى از تاريخ ايران را به خود اختصاص داده باشد . اين يكجا نشدن قدرت ، در تاريخ اجتماعى لرستان پىآمدهاى ناگوارى داشته است : دستكم اينكه به علت نبود يك فرمانرواى نيرومند كه بتواند نويسندهاى در دستگاه او پناه گيرد ، اينك به سرگذشت اين قوم ناآگاهيم و گوشههاى بسيارى از تاريخشان هنوز در تاريكى فرومانده است . به روزگار شاه مرد ، در لرستان ، كه يكى از كانونهاى بحران روزگار قاجار است ،
--> ( 1 ) . نك : ص 222 ، يادداشت 35 .