حسنعلى خان افشار
31
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
رخدادهايى روىداد كه گذشته از تأثير اجتنابناپذير روزگار نابسامان ايران آنروز ، از تأثير علتهاى گوناگونى كه به آنها اشاره شد ، نيز برخوردار بودهاند . در زير به بررسى اين رويدادها مىپردازيم . الف : بروجرد مردم بروجرد از جمله دشتنشينان لرستان هستند كه از ديرباز با زندگى كشاورزى و پيشهورى و تا اندازهاى با فرهنگ و اخلاق شهرنشينى در كنار كوهنشينان دامپرور زندگى مىكنند . اين شهر به عنوان نقطه برخورد سردسيرهاى ايلات لر از لرستان شمالى تا قلمرو كوهنشينهاى بختيارى ، درگذر تاريخ پذيراى رويدادهاى گوناگونى بودهاست . گذشته ازاين بروجرد بهعلت خوشى آب و هوا و نيز جايگاه ويژهء جغرافيايى از جملهء شهرهايى است كه رشد و دگرگونى خود را همپاى ديگر شهرهاى ايران گذرانده است . اين رشد منظم شهرنشينى ، ناگزير پيدايش گروههاى گوناگون شهرى را در پى داشته است كه در روند رويدادها بىتأثير نبودهاند . تا روز پيش از مرگ محمد شاه و آغاز روزگار شاه مرد ، آنچه كه از آشوبگرىهاى شاهزاده الله قلى ميرزا ايلخانى براى مردم بروجرد بازماند خوان گستردهاى شد كه در پيشروى تركان يغماگر ماكويى قرار گرفت . جمشيد خان ماكويى چون ديگر سرداران ماكو به بركت وجود حاجى ميرزا آقاسى به دارالسرور بروجرد نامزد شد و رهسپار آن ديار گشت . از زورگويى و ستم ماكويىها كه آنروز آوازهاى داشت ، مردم بروجرد نيز در امان نماندند . اما اينبار زمانه بىوفايى كرد و بخت بدبيارى آورد : خبر مرگ شاه پيش از حاكم به مردم رسيد و ناگهان به سراى جمشيدخان درآمدند . با كشته شدن سربازان ، خان ماكو گريخت و دارايى وى به غارت رفت « 1 » . مردم خود سررشتهء امور را بدست گرفتند . اما اين آزادى نامحدود - آنهم پساز سالها استبداد - براى عرضاندام مدعيان داخلى و سرازيرشدن كوهنشينان زمينه را فراهم ساخت . شايد دولت مركزى به
--> ( 1 ) . نك : سپهر ، ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 15 ؛ اعتماد السلطنه ، الماثر و الاثار ، ج 1 ، ص 62 ؛ خورموجى ، حقايق الاخبار ، ص 39 .