حسنعلى خان افشار
26
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
فرستاد ، نايب الحكومه سردار ايروانى را اخراج نموده خود مالك باج و خراج گشت . محمد باقر خان قاجار ، بيگلربيگى دار الخلافه و ميرزا مسعود ، وزير دول خارجه و ميرزا شفيع صاحب ديوان آشتيانى در اين باب با سپهدار سابق عراق ممهد و اتفاق داشتند و اين هنگامه در اين هنگام خلاف آراء امراء متفقه بود لهذا ملزومات كدروت و نقار در ميانه ظاهر و آشكار گشت . در همين وقت امراء متفقه را خبر رسيد كه يك فوج سرباز عراقى حسب الاشعار سپهدار عزيمت دارالخلافه و در يك منزلى توقف دارند . حسين پاشا خان سرتيپ مراغهاى مأمور به اخذ اسلحه و آلات جارحهء فوج عراقى گرديد . مشاراليه حسب الامر امراى عظام خدمات محوله را به انجام رسانيد . « 1 » به هر حال اين دو گروه در روند رويدادهاى آن روز و حتى رخدادهاى نخستين روزهاى فرمانروايى پادشاه جوان نيز دست داشتند . سپهر بهتر از هر وقايعنگار ديگرى رابطهء آنها را روشن مىكند . او مىنويسد : اندكاندك معاودات و مبارزات ميان هر دو گروه افتاد و هر دو قبيله گاهوبىگاه به حضرت شهريار عريضهنگار مىكردند و از يكديگر به سعايت و شكايت زبان مىگشودند . امراى ارگ همى گفتند كه ايشان تهييج فتنه همى خواهند كرد و اگر نه عراق را از چه روى آشفته نمودند و سربازان عراق را از چه در بى امر پادشاه طلب كردند و ايشان همى گفتند در سلطنت ايران كه پنج هزار سال است فتورى نيافته اينك امرا خللى خواهند كرد و بر آن سرند كه بنيان دولت را بر جمهور مقرر كنند و خود از اركان مشورتخانه باشند و اگر نه بى امر پادشاه خزانهء دولت را چرا برگرفتند و به خانه حاجى ميرزا آقاسى در رفتند و همچنان به خويشتن تفويض منصب كنند و صدر اعظم برنشانند تا كار بدانجا رفت كه يكديگر را تهديد مبارزات همى دادند . ساكنين ارگ سخن بر اين نهادند كه توپهاى بارهكوب را از برج و بارهء ارگ به خانههاى شما گشاده خواهيم داشت و قاطين شهر همى گفتند كه زنان و فرزندان شما را كه در شهر سكون دارند ، آسيب خواهيم زد . « 2 » بر پايهء اين گزارشها ، به ويژه گزارش دربست سپهر كه در آن امراى ارگ متهم به جمهورىخواهى مىشوند ، گمانهاى گوناگونى دربارهء اين دو گروه به ذهن مىرسد كه
--> ( 1 ) . خورموجى ، حقايق الاخبار ناصرى ، ص 38 . ( 2 ) . سپهر ، ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 11 . و نك : اعتماد السلطنه ، المنتظم ، ج 3 ، ص ص 1694 - 1695 .