حسنعلى خان افشار
232
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
محمد على خان همان است كه قتل او را به مصطفى قلى خان نسبت مىدهند يا نه ، به درستى روشن نيست ؛ زيرا از گزارش دوبد بر مىآيد كه او از خوانين محلهء قلعه بوده است و ميراثش به دست مصطفى قلى خان افتاده است « 1 » . حال اگر اين گزارش را بپذيريم چگونه ممكن است كه پسرش به عمالى محلهء صحرا به در منصوب شده باشد ؟ ! . لايارد در ادامهء گزارش خود از انتصاب محمدتقى خان به جانشينى حاكم دزفول خبر مىدهد « 2 » و در كتاب حاضر از وفاداريش به دولت ياد شده است « 3 » . 65 . در گزارش چريكف از زبان محمد جواد ، يكى از عمال دزفول ، مىخوانيم : وضع اين شهر [ دزفول ] در وقت طراحى بناى آن به طرح كمان راست نموده است و پلى را كه در قديم بنا نمودهاند به مناسبت آن شهر مثل تيرى مىماند كه در جوف كمان قرار گرفته باشد « 4 » . دوبد نيز مىنويسد : دزفول در ساحل چپ رودخانه واقع است و تنها چند خانهء پراكنده در ساحل راست رود ديده مىشود . سبك خانهها مانند ساختمانهاى شوشتر است و منازل معمولا بلند و وسيع هستند « 5 » . لايارد هم به وضع خانهها و كوچههاى تنگ و باريك دزفول اشاره كرده است « 6 » . 66 . مواد لازم براى تهيه آن عبارت بودند از : بلغور ( به دزفولى دوقلى ) ، نخود ( لپه يا درسته ) ، گوشت كوبيده ، تمبر هندى ، روغن و نمك . مواد ياد شده را - به جز تمبر - به مقدار كافى و به نسبت افراد با مقدار آبى كه لازم بود ، در پاتيل ريخته و خوب مىپختند . سپس تمبر هندى را در آب حل كرده ، از صافى مىگذراندند و به آن اضافه مىكردند ؛ آنگاه با كمى حرارت دادن آشى به دست مىآمد كه قليه ناميده مىشد « 7 » . 67 . به دزفولى شبادو ( Seb do ) . بخشى از ساختمانهاى قديم دزفول و شوشتر است كه اكنون - به ويژه در روزگار جنگ - نيز از آن استفاده مىكنند . هر شبادان به دو بخش تقسيم مىشود و هر بخشى بر حسب كاركرد و نيز سليقههاى شخصى و تا حدودى توان
--> ( 1 ) . نك : دوبد ، سفرنامهء لرستان و خوزستان ، ص ص 349 - 350 . ( 2 ) . ( 3 ) . نك : ص 150 . ( 4 ) . چريكف ، سياحتنامهء مسيو چريكف ، ص 135 . ( 5 ) . دوبد ، سفرنامهء لرستان و خوزستان ، ص 371 . ( 6 ) . نك : لايارد . . . ، سيرى در قلمرو بختيارى ، ص 75 . ( 7 ) . برپايهء گفتگو با سالمندان محلهء كتكتان دزفول ، فروردين 1373 .