حسنعلى خان افشار

185

سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )

قلمروشان مىبايست نيرو به دولت بدهند . نيرويى كه گرد مىآمد يك فوج را تشكيل مىداد كه به نام ايل يا ولايتى كه آن را تأمين كرده بود ، نامگذارى مىشد و فرماندهى آنها را نيز خان يا بزرگشان به عهده مىگرفت . هر سوارى كه به خدمت مىآمد جيرهء خود و عليق اسبش را از دولت دريافت مىكرد . افزون بر آن مواجبى را كه اغلب از پنج شش تومان فراتر نمىرفت ، به همراه دو خروار غله ، نيز در سال دريافت مىكرد ، البته فرماندهان بيست سى تومان مواجب و حدود پنج خروار غله مىگرفتند . مواجب نيروها به صورت برات و حواله پرداخت مىشد : سربازى كه خدمتش پايان مىيافت به او برات مىدادند و به سر فلان كدخدا يا حاكم محلى مىفرستادند تا از ماليات قلمروش آن را پرداخت كند . حاكم نيز در پرداخت مبلغ چنان سهل‌انگارى مىكرد و سرباز را به سر مىگرداند كه راضى مىشد مقدارى از حق خود را ببخشد تا بقيه را دريافت كند . وضع پياده نظام نيز بهتر از اين نبود . اين نيروهاى نامنظم معمولا براى حفاظت و امنيت يك ناحيه ، از مردم آنجا گرفته مىشدند و لباس محلى خود را به تن داشتند و سلاحشان تفنگ‌هاى فتيله‌اى يا خنجر و شمشيرى بود كه به كمر مىبستند . آنها به دو دستهء سرباز و جانباز تقسيم مىشدند . اگر براى مأموريت به جايى اعزام مىشدند دولت مواجب آنها را پراخت مىكرد « 1 » . به روزگار امير كبير در وضع سپاه ايران دگرگونى ايجاد شد و تغييراتى پديد آمد . آخرين ديوانسالار ايرانى در خاطرات خود اين دگرگونى را چنين توضيح مىدهد : براى اصلاح اين طرز قشون‌گيرى امير نظام سرباز بنيچه را به جاى قشون چريك و داوطلب سابق برقرار كرد . بنيچه ظاهرا از كلمهء بن به معنى ريشه اخذ شده و به معنى اساسنامه است و در اصطلاح ماليهء سابق عبارت از صورت تقسيم ماليات هرده بر آب و خاك آن ده بوده كه سهم هر جريب زمين يا ساعت آب يعنى واحد مالياتى را معين و بدهى هر مالك را از كل مبلغ ماليات مشخص مىنمايد . براى اين كه قشون‌گيرى هم مثل ماليات برپايهء اساسى مستقر شود بنيچهء مالياتى را مأخذ دادن سرباز هم مقرر داشتند . خرج سفر سرباز تا محل اردوگاه و فرستادن كمك خرج براى سرباز و پادارانه به خانواده در مدت بودن او در سر خدمت بر

--> ( 1 ) . نك : ملكم ، سرجان ، تاريخ ايران ، ج 2 ، ص ص 176 - 178 .