حسنعلى خان افشار
182
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
اصطلاحات « هرو » و « هرو باباعلى » نيز به كار مىرود . افزون بر اين هرو نام يكى از دهستانهاى بخش چقلوندى است كه مركز بخش در آن واقع شده است و خود يادمانى از نام عمومى منطقه هرو است . وجه تسميهء آن ، چون بسيارى از نامهاى جغرافيايى ، به درستى روشن نيست . با اين وجود به سبب موقعيت جغرافيايىاش ، در منابع روزگار زنديه تا امروز ، بسيار به نام آن برمىخوريم « 1 » . 34 . در اصل : قشلاق . باتوجه به فاصلهء اغراقآميزى كه نويسنده از گردنه پونه تا ده ياد شده ذكر مىكند ، چنين برمىآيد كه اين ده - احتمالا به نام هرو ، هرو بابا على - در دهستان هرو بخش چقلوندى ، جايى كه اكنون مركز بخش است ، قرار داشته است . بس روشن است كه اين نقطه ، همانگونه كه نويسنده گزارش مىدهد ، يكى از سردترين مناطق لرستان مىباشد كه سرماى آن ضرب المثل است - به ره قه بئهلى : Brqe Boeli - و هرگز نمىتوان به آنجا قشلاق گفت ، ازاينرو به ييلاق تصحيح شد . 35 . پسر سليمان خان سهام الدوله ارمنى بود كه در مأموريتهاى پدرش او را همراهى مىكرد . در روزگار شاه مرد نيز همراه پدر و برادرش در اردوكشى اردشير ميرزا به لرستان و خوزستان شركت داشت و همانگونه كه در گزارش حسنعلىخان آمده است در اردوى خرمآباد ، نزد اردشير ميرزا ، خدمت مىكرد . برپايهء گزارش چريكف با اردشير ميرزا رابطهء خوبى نداشت « 2 » . شركت در اين مأموريتها ، زمينهء ترقى او و برادرش را فراهم ساخت تا جايىكه توانست نخست ، به مقام ژنرال آجودانى شاه و سپس به درجهء امرتومانى برسد . او افزون بر اين در امور سياسى دخالت داشت و در جريان معاهدهء صلح پاريس مأمور بردن صلحنامه به بغداد و مبادلهء آن با انگليسها بود و آخرين سمتى كه داشت ، وزارت صنايع ايران بود « 3 » . 36 . يكى از دهستانهاى بخش مركزى شهرستان خرمآباد است كه از شرق و جنوب
--> ( 1 ) . نك : مركز آمار ايران ، نتايج تفصيلى سرشمارى 1365 ، فرهنگ آبادىهاى كشور ( خرمآباد ) ، ص ص 54 و 56 ؛ ايزد پناه ، حميد ، آثار باستانى و تاريخى لرستان ، ج 2 ، ص ص 217 - 218 ؛ ادموند . . . ، دو سفرنامه دربارهء لرستان ، ص ص 103 - 105 . ( 2 ) . نك : چريكف ، سياحتنامهء مسيو چريكف ، ص 50 . ( 3 ) . نك : اعتماد السلطنه ، الماثر و الآثار ، ج 2 ، ص ص 506 - 507 ؛ بامداد ، مهدى ، شرح حال رجال ايران ، ج 1 ، ص 230 ، ج 3 ، ص 115 .