حسنعلى خان افشار
181
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
كه هر فرسخ برابر 12000 متر و هر ميل 4 كيلومتر مىباشد ، پس فاصلهء هر ميدان تقريبا 1333 متر و دو ميدان ، فاصلهاى كه دراينجا ذكر شده است ، برابر 2 كيلومتر و 666 متر مىباشد . 31 . در اصل : كوه لرستان . برپايهء مدارك موجود كوهى به نام لرستان وجود ندارد و نويسنده اين اصطلاح را از روى اهمال و عدم آگاهى به كار برده است و مقصود رشته كوهى است كه از شرق بخش زاغه شروع مىشود و به ديوارهء گرين در شمال غربى مىپيوندد . اين رشته كوه كه دشت هرو را از دشت سيلاخور جدا مىسازد داراى نام واحدى نيست بلكه در فاصلههاى مختلف به نامهاى گوناگون خوانده مىشود كه مهمترين آنها نام پونه - به لرى پينه : Pina - است ، زيرا راه هرو - بروجرد از گذرگاه آن مىگذشته است . ازاينرو نيز « كوه لرستان » به « كوههاى لرستان » تصحيح شد . 32 . گدوگ : گردنه و منظور گردنه پونه است كه در دل كوههاى ميان هرو و سيلاخور جاى دارد و از طريق آن دشت هرو به دشت بروجرد و سيلاخور متصل مىشود « 1 » . 33 . هوررو يا هرّو يكى از دشتهاى باستانى و كهن لرستان است كه وجودش مديون چينخوردگىهاى منظم زاگرس مىباشد . اين دشت مستطيل شكل كه در دوسوى رودخانه هرّو بهسوى شمال غربى امتداد دارد ، به موازات دشت مشهور سيلاخور ، در ميان دو شهر خرمآباد و بروجرد قرار گرفته است . دورتادور آن را ديوارهاى از كوهها فراگرفته است كه مهمترين آنها ، موافق با حركت عقربههاى ساعت ، عبارتند از : رنجه ، پونه ، باهر از گنه ، چال خايه ، بلومان و ريمله . رودخانهء هرو كه از كوههاى باهر ( خاك مالگه ) ، ازگنه و چالخايه ، در بخش زاغه ، سرچشمه مىگيرد ، از ميان آن مىگذرد كه خود از نخستين و مهمترين سرچشمههاى رودخانه مشهور لرستان ، كشكان ، مىباشد . هرّو اكنون به دو قسمت تقسيم مىشود : نخست ، منطقهاى كه گاه با اصطلاح « هرو » و « سرهرو » توصيف مىشود و قلمرو دهستانهاى دالوند و كارحمت بخش زاغه به شمار مىآيد . اين قسمت در روستاهاى ميراحمدى و سئلگرگى ( Selgorgi ) از بخش چقلوندى جدا مىشود . و ديگر ، منطقهاى كه بخش چقلوندى خوانده مىشود . براى آن
--> ( 1 ) . نك : يادداشت 31 در بالا ؛ ادموند . . . ، دو سفرنامه دربارهء لرستان ، ص 104 .