حسنعلى خان افشار
153
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
غير از آسيابهاى آذربايجان ، آسياب درست نمودهاند . آرد خوب به هم نمىرسد و شهر هم نان خوب ندارد . [ 34 ر ] [ باغات ، ] درخت سدر ، ديبا و شكار خوزستان « 1 » در باب باغات و درختان و ميو [ ه ] جات آن ولايت و شكار و حيوانات و دهات شهر دزفول عرض مىشود : باغات شهر بهقدر نيمفرسخ پايينتر [ از شهر ] ، طرف جنوب مغرب ، وقوع يافته و ميو [ ه ] جات كلا مركبات است . انجير هم دارند . نخل هم هست . انگور كم است . خوب به عمل نمىآيد و كمتر هم كاشتهاند . ميو [ ه ] جات ديگر ندارد . باغات كم ديوار دارد و درختان كه در صفحه به هم شده ، درخت سدر است كه به زبان خودشان كنار مىگويند ، در صحرا به فاصله روييده ، بزرگ مىشود ، مثل درخت توت يا قدرى از آن كوچكتر . و چوب ديبا هم در صحرا به هم مىرسد . شكارش درّاج و تيهو و گراز و خرگوش و روباه و شغال [ است ] و شير در ميان بيشههاى « 2 » بيد و نى زياد به عمل مىآيد و خيلى خوفناك و درنده است . بيست روز پيش از اينجهت آسودگى رعيت و زحمت عليق ، سهام الدوله مالها را تماما از توبخانه و سواره و مال خودش را به چمن فرستاد . خبر آوردند كه دو قاطر از سهام الدوله دو رأس اسب از سواره شاهيسون يك رأس اسب از توبخانه ، شير زخمدار نموده ، كشته و يك بچه شير هم گرفته ، براى سهام الدوله آورده بودند . [ دهات ، زيارتگاهها و فاصلهها ] دهاتش به قرارى است كه هر دهى سه خانوار ، چهار خانوار تا هفت هشت خانوار دارد . در اين دو سالهء بىحكمى و بىنظمى زياد خراب شده ، ايلات و اعراب چاپيدهاند . سه چهار ده خود خانزاد ديدم كه سه چهار خانوار بىپا و بىاوضاع داشت . زراعتشان ، از نصفه عقرب تا قوس و جدى مشغولند و رسيدن زراعت و وقت درو چهل روز بعد از عيد سلطانى است .
--> ( 1 ) . در اصل : عربستان . ( 2 ) . در اصل : بيشهاى .