حسنعلى خان افشار
152
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
رودخانه [ شهر ] در باب رودخانه شهر به قرارى است كه عرض مىشود : رودخانه از شمال مشرقى شهر مىآيد و بسيار بزرگ است . آبش به حدّى زياد كه قطع نظر از پياده گذشتن ، سوار هم مشكل است ، مگر جاى گذرگاه باشد . آن هم وقت گرماى تابستان كه آب قدرى كم شود . مىگفتند سوار مىتواند بگذرد . اما وقتى كه باران متصل يكروز دو روز مىآيد « 1 » ، مثل دريا آب رودخانه به هم مىرسد و با شدتى تمام مىآيد . پل شهر پل رودخانه ( 70 ) ازطرف پايين شهر وقوع يافته است « 2 » و چهار چشمه بزرگ دارد . دهن هر چشمه ده دوازده ذرع مىباشد . از قرارى كه تعريف مىنمودند ، اردشير بابكان پل را درست نموده ، از آن وقت تا حال مانده ، لكن يك چشمهاش خراب شده ، بهقدر هزار تومان تعمير دارد . توپ بزرگ [ كنار شهر ] و توپى كه در كنار شهر دزفول در پيش روى خانهء مصطفى قلى خان عمال ، در كنار رودخانه ، گذاشتهاند « 3 » ، از توپهاى نادرى است كه در حويزه بوده ، معتمد الدوله آورده به دزفول . در ازاى خود توپ هيجده وجب ، و سى و دو پن بهنظر مىآيد « 4 » . آسياب خوزستان « 5 » و آسيابهاى شهر ( 71 ) ، چون كه از جاى ديگر آب روان ندارند كه مثل آذربايجان و ساير آسياب درست كنند . امّا در روى رودخانه جاىهايى كه آب كم دارد ، به تركيب علاحدّه
--> ( 1 ) . در اصل : مىآمد . ( 2 ) . در اصل : پست . ( 3 ) . در اصل : . . . گذاشته در كنار رودخانه . ( 4 ) . در اصل : در ازاى خود توپ . . . به نظر مىآيد از توپهاى نادرى . . . آورده بدزفول . ( 5 ) . در اصل : عربستان .