حسنعلى خان افشار
123
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
عقب خواهد رسيد . زحمتافزا مىشود كه منزلى بهجهت « 1 » دوستدار تعيين فرمايند ، آمده ، امروز و فردا بهسر برده ، بعد روانه زيارت آستانبوسى اعليحضرت قدر قدرت همايونى باشم . اين كاغذ را نوشته ، دادم بردند . خودهم با اهمال از ميانكوه و درّهها و جنگل آمده ، غروب رسيد . به نزديكى خرّمآباد كه رسيدم ، اردوى نواب شاهزاده را ديدم . كمى « 2 » زدهاند . شاهزاده هم آنجا است . جهانگير خان هم آنجا است . پياده شده ، شاهزاده را ديده ، كمال محبّت و مهربانى و التفات نمود . عريضهء سهام الدوله را دادم خواند . از رضامندى سهام الدوله كه دربارهء خانزاد نوشته بود ، خيلى خوشحال شده ، فرمود فردا كوچ « 3 » مىكنم . بارى جهانگيرخان را هم ديدم . ورود به شهر خرمآباد لرستان از آنجا سوار شده ، به شهر آمده ، در خانهء [ 43 پ ] سيد حسن منزلى معين نموده بودند . شب را با جهانگير خان ماند . احوالات خوزستان « 4 » را نقل كرد . چهار ساعت از شب گذشته ، استراحت نمود . صبح زود سوار شده . روز يكشنبه چهارم [ ربيع الثانى ] : رفته ، شاهزاده را ديد . اردو كوچ « 5 » نموده ، رفته بود طرف ايل . شاهزاده باز مهربانى تمام نمود . بعد با جهانگير خان هم خداحافظ نموده ، به شهر آمد و شاهزاده قرار كرد كه فردا از اردو عريضه پادشاهى - روحى و روح العالمين فداه - و اتابك اعظم را نوشته ، روانه مىكنم . شما روز دوشنبه بمانيد ، روز سهشنبه برويد . بارى به شهر آمده بوديم و شاهزاده كه از شهر بيرون رفت ، حسينقلىبك افشار را نايب الحكومهء شهر نموده ، يك جبّه ترمه و رقم التفات كرد و آن شب در شهر بوديم . صبح . . .
--> ( 1 ) . در اصل : بجهة . ( 2 ) . صورت گفتارى « كمپ » . ( 3 ) . در اصل : كوج . ( 4 ) . در اصل : عربستان . ( 5 ) . در اصل : كوج .