حسنعلى خان افشار
124
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
روز دوشنبه پنجم [ ربيع الثانى ] : بنا به فرمايش شاهزاده اردشير ميرزا در شهر مانده ، لكن اثرى از فرستادن عرايض معلوم نشد و هوا هم ابر بود ، باران هم مىآمد . آنروز گذشت . روز سهشنبه ششم [ ربيع الثانى ] : دو ساعت از روز گذشته منتظر و چشم به راه بودم ، باز نيامد . لهذا يك نفر آدم با عريضه خدمت شاهزاده فرستادم كه عرايض را التفات كنيد بياورند . آدم رفت . [ در منزل سيد گشتاسپ خرمآبادى ] و خانزاد را سيد گشتاسپ خرمآبادى مهمان نموده بود . رفت . اين سيد همان سيد است كه در ايام شاه مبرور « 1 » - طاب الله ثراه - به دار الخلافه آمده ، حاجى ميرزا آقاسى دعوا نموده بود . خيلى سيد بامزه [ اى ] است . نهار را در خانهء سيد صرف نمود ، بعد به منزل آمده ، هوا باز باران بود . آنروز هم گذشت . روز چهارشنبه هفتم [ ربيع الثانى ] : باز هوا [ 46 ر ] ابر بود . آدم كه فرستاده بودم ، اينروز هم نرسيد . در منزل بودم . از مجتهدين و سيدهاى شهر مىآمدند ، اظهار شكرگزارى و دعاگويى دولت روزافزون را مىنمودند و از امنيت و ارزانى و آسودگى رعيت بسيار رضامندى مىنمودند . [ ديدار با ناسخ خرمآبادى و قصيدهء او ] و يك نفر شاعر كه اسمش ميرزا يوسف تخلص ناسخ ( 81 ) بود و از اهل شهر خرمآباد است ، به منزل خانزاد آمد . قصيده [ اى ] در مدحيّه عرض كرده بود ، به خانزاد داد و عوض قصيده و مدحيّهاش ، تعارفى خانزاد داده بمعروض اليه و قصيده همين است كه به خاكپاى مبارك عرض شد .
--> ( 1 ) . منظور : محمد شاه قاجار .