حسنعلى خان افشار
120
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
روز پنجشنبه غرّه ربيع الثانى : صبح زود سوار شده ، هوا هم خيلى خوب بود . از ميان درّه بهقدر دو فرسخ راه آمده ، با هزار معركه بپاى گدوگ كيالان رسيديم . پياده شده ، سربالا را تمام نموده ، ديگر جان در بدن نماند . در قلهء كوه ، تخمينا ، دو ساعت رفع زحمت نموده ، بعد سوار شده ، قدرى سرازير آمد . باز پياده شد تا پايين [ 41 پ ] گدوگ پياده آمده ، باز سوار شده يك فرسخ آمده ، سنگلاخ بدى بود . پياده شد . تا يك فرسخ پياده آمديم . باز سوار شد . قدرى آمد . باز پياده [ شد ] . خلاصه وقت غروب در جاى صاف ، كه علف تازه و آب داشت ، بار انداخته ، پياده شديم . چادر زدند . آرام گرفتيم . و امروز ، تخمينا ، چهار فرسخ پياده آمده بوديم . ديگر در دنيا ، گمان هست ، از اين گدوگ بدتر و سختتر نباشد . و كسانى كه با خانزاد مىآمدند : شرف خان غلام پيشخدمت بود ، كه پول خزانه تحويل آن بود ، و هم يك نفر سيدى عرب . [ سيد عرب و قصيدهء او در وصف كيالان ] [ سيد عرب ] از شهر دزفول با خانزاد همراه شد . كمال شعر عربى داشت . تركى عثمانلو هم مىدانست و هيچ كوهستان و گدوگ در عمرش نديده ، به اين گدوگ و اين راههاى بىآباد و سخت دوچار شد . بسياربسيار مىترسيد و تعجب زياد مىكرد و امروز هم اكثر راه را پياده آمده ، خيلى زحمت كشيده و به اين راهها معطل مانده بود . اسم سيد ، سيد محمد از اولاد سيد صالح داماد [ در ] كربلاى معلى ، سنش بيست [ و ] دو سال . از قرارى كه تعريف مىكرد به هندوستان رفته ، شهر بامبه را ديده و نيز به اسلامبول رفته ، سلطان عبد المجيد را ديده ، خيلى سيد ، زرنگ به نظر مىآمد . و اراده از آمدن اين بود كه بيايد پيش نواب اردشير ميرزا از آنجا منزلبهمنزل به خاكپاى مبارك مشرف شود . لكن شعر عربى خوب مىگويد . شب در چادر چند افراد شعر عربى نسبت به سختى راه گدوگ و امنيت اين راههاى غريبه و بىآباد و صحراى وسيع و كوههاى مشكل و دعاگويى دوام دولت ابدمدت عرض كرد . خانزاد در روزنامچه عرض نمود ، بهنظر مبارك برسد . [ 42 ر ]