حسنعلى خان افشار
111
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
از سطوت اعليحضرت پادشاهى آسوده حال مشغول كسب و دعاگويى ، راحت در خانه خودشان پيش عيال خويش نشسته ، پارچه نانى مىخورند . گرگ با گوسفند راه مىروند . در اين صورت آسودگى مردم و رعيت فقير ، همه اهالى ، مال پادشاه « 1 » است . على الخصوص ماليات كه حكما بايد بدهند و ماليات هم اگر پيش كسى بماند ، بران حرام است نگاهدارد . لهذا چون كه مردم و اهالى اينجا بىچيز و فقيرند و خسارت زياد كشيدهاند ، حال نمىتوانند ماليات دو ساله بدهند . شاهنشاه دين پناه بايد ترحمى به احوال ايشان كرده ، تخفيف مرحمت فرمايند . جاننثار در جواب شيخ گفتم كه آقا فرمايش شما صحيح است ، لكن حال سهام الدوله از ماليات دو ساله بهقدر يك ششماهه حواله دادهاند . شما به مردم تأكيد فرماييد اين جزئى را زود وصول نموده ، تسليم نمايند ؛ بعد از فرستادن اين جزئى به دار الخلافهء كبرى و به خزانهء عامره با سهام الدوله گفتگو بكنيد ، صلاح [ 26 پ ] اگر ديدند ، عريضه به خاكپاى مبارك بنويسند . اميدوارم شاهنشاه دينپناه - روحى فداه - قدرى تخفيف مرحمت فرمايند و الا حال هيچ نفرستاده ، عرض تخفيف نمىشود . در شرع هم صرف نسيه جايز نيست . جناب شيخ اين حرف جاننثار [ را ] پسند فرموده ، زياد اظهار رضامندى از سهام الدوله كرد و دعاگويى وجود مبارك پادشاه دينپناه - روحى فداه - را نمود . جاننثار آن شب تا چهار ساعت پيش شيخ بود و جناب معزى اليه را به مرحمت پادشاهى اميدوار مىداشت . بعد از چهار ساعت برخاسته « 2 » به منزل آمد . آنشب هم گذشت . روز جمعه يازدهم ربيع الاول : صبح زود سوار شده ، به اردو رفته ، سهام الدوله را ديده ، چاپارى كه پيش از ماه صفر بعد از رسيدن جاننثار سهام الدوله روانهء دار الخلافهء كبرى با عرايض فرستاده بودند ، اينروز رسيد . دستخط مبارك و تعليقهء سركار ولى النعم اتابك اعظم - دام مجده - به سرافرازى سهام الدوله رسيد . زياد اميدوار به مرحمت پادشاهى شد . در باب ماليات حكم زياد شده
--> ( 1 ) . در اصل : پادشا . ( 2 ) . در اصل : برخواسته .