حسنعلى خان افشار

101

سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )

روز شنبه « 1 » سيزدهم صفر : نريمان خان به منزل خانزاد آمد . قدرى صحبت نموده ، بعد سوار شده ، قدرى بيابان‌گرد شده ، اما احوال فدوى زياد مغشوش بود . تا از آنجا برگشته ، به منزل آمده ، آن‌روز هم گذشت . روز يكشنبه چهاردهم صفر : در منزل بودم . خواستم [ 21 ر ] به اردو رفته ، سهام الدوله را ببينم « 2 » ، از شدت باران مقدور نشد . نوشته به نريمان خان نوشتم كه سيزده هم گذشت ، ديگر ماندن من درست نيست . مأمور خدمت اين‌جا نشده‌ام . البته شما به سهام الدوله عرض كنيد ، ما را روانه دارند . جواب نوشته بود : « هر چند سهام الدوله دلش نمىخواهد شما برويد ، لكن حكم دولتى است ، بايد برويد . انشا الله تعالى امروز و فردا عازم خواهيد شد » . بارى آن‌روز هم گذشت . فردا . . . روز دوشنبه پانزدهم صفر : دو ساعت از روز گذشته ، سوار شده ، اردو رفته ، سهام الدوله را ديده ، كمال محبت را به‌جا آورده ، بعد از دو ساعت به منزل [ برگشته ، ] عصر شد . آن‌روز هم گذشت . عرض قابل نبود ، به خاكپاى مبارك عرض شود . تا . . . روز سه‌شنبه « 3 » شانزدهم صفر : دو ساعت از روز گذشته ، نريمان خان به منزل خانزاد آمد . به‌قدر دو ساعت نشست ، بعد از قهوه و غليان باز برگشت به اردو . عصر شد . آن‌روز هم گذشت . [ ديدار با شيخ نعمت الله مجتهد ] روز چهارشنبه هفدهم صفر : يك ساعت از روز گذشته ، خبر كرده ، رفتيم ، عاليجناب علامى شيخ نعمت الله مجتهد كه

--> ( 1 ) . در اصل : سه‌شنبه . ( 2 ) . در اصل : به بينم . ( 3 ) . در اصل : شنبه .