حسنعلى خان افشار
102
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
اصلش عرب نجف اشرف است و خانزاد را ديدن كرده بود ، بازديد نمود . عاليجناب معزى اليه شيخ ، فقيه « 1 » ، كامل ، چيز فهم است و دعاگوى وجود مبارك همايون مىباشد و از سهام الدوله خيلى رضامندى داشت . بعد از يك ساعت از منزل معزىاليه برخاسته « 2 » عازم اردو شدم . رفته ، سهام الدوله را ديد . بهقدر دو ساعت در آنجا مانده ، باز به منزل برگشت . آنروز هم گذشت . روز پنجشنبه هيجدهم صفر : در منزل بودم . مطالعه كتاب و بعضى قصايد كه [ 21 پ ] ميرزا محمدرحيم خراسانى تخلص به عنقا ( 64 ) در مدح اعلحضرت پادشاهى عرض نموده ، نگاه كرده ، فرح و شادى زياد رومىداد و احوالات ميرزا محمد رحيم انشا الله تعالى در احوالات شهر دزفول و اردوى سهام الدوله به تفصيل به خاكپاى مبارك عرض خواهد شد . بارى آنروز هم گذشت . روز جمعه نوزدهم صفر : نيم ساعت از روز گذشته ، بعد از صرف چاى به حمام رفته ، در حمام ساعتى مانده ، بعد بيرون آمده ، سوار شده ، به منزل رسيده ، ديدم نريمان خان با جمعيت تمام به منزل خانزاد رسيد . بعد از تعارفات ، معروض اليه گفت كه سهام الدوله فرمود امروز برو پيش حسنعلى ، مىدانم خيلى تنگ آمده ، پيش آن باش و بگو انشا الله تعالى در اين دو سه روزه روانه مىكنم برود . نريمان خان آنروز را تا عصر تنگ در منزل خانزاد ماند . وقت غروب رفت . شب شد ، آنروز هم گذشت . روز شنبه بيستم صفر : روز اربعين دو ساعت از روز گذشته ، كاغذ نوشتم به اردو به عاليجاه عباسقلى خان و عاليجاه فرج الله خان ، ياور توپخانه مباركه ، كه بيايند ، در منزل خانزاد روضهخوانى هست ، مشغول تعزيهدارى و دعاگويى دوام دولت جاويد مدت باشيم . بعد از فرستادن نوشته يك ساعت گذشت ، ايشان هر دو آمدند . بعد از نهار يك ساعت بعد از ظهر
--> ( 1 ) . در اصل : فقير . ( 2 ) . در اصل : برخواسته .