روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
87
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
بلايى از مار و ديگر جانوران پرآوا و پر سروصدا كه بسيارى را كشتند نزول كرد . سپس امپراطورى كه در آن عهد ميزيست بوسيلهء اين مجسمهها باطل السحرى ساخت كه از آن پس هيچ مارى به شهر قسطنطنيه گزندى نرساند . اين هيپودروم بسيار وسيع است و در پيرامون آن همه جا رديفهاى نيمكت قرار دارد كه رديف پشتى بالاتر از رديف جلويى است . برين نيمكتها مردم عادى بتماشا مىنشينند . در زير اين نيمكتها مساكنى با اطاقهائى كه به ميدان باز مىشود ساختهاند كه آنان كه در نيزه بازى شركت ميكنند در آنها رخت و سلاح ميپوشند و پس از بازى از تن بيرون ميكنند . در همانروز ما را بتماشاى كليسياى « سن سوفى » بردند و نام سن سوفى در يونانى بمعنى كسى است كه حقيقتگو باشد يعنى پسر خدا . اين كليسيا وقف پسر خداست و اين بزرگترين و محترمترين كليسياى قسطنطنيه است و در عين حال از همهء آنها موقوفات بيشترى دارد . درينجا كشيشهايى مقيمند كه يونانيان آنها را « كالوير » « 1 » مينامند . اين كشيشان مراسم نماز را در سن سوفى بجا ميآورند . اين كليسيا در حقيقت كليسياى اعظم يونانيان است زيرا كه « بطريق اعظم » « 2 » يونانيان كه در ميان آنان بنام « مترو پوليتن » « 3 » معروف است ، در آن جاى دارد . در يك سمت حياطى است كه جلو بناى كليسيا است ، نه ستون سفيد بزرگ قرار دارد كه بزرگترين و تنومندترين ستونهائى است كه هر آدمى ممكن است ديده باشد . در نوك هر يك از آنها سر ستونى است . روايت كردهاند كه بر فراز اين ستونها تالار پهناورى بوده كه در آن بطريق اعظم و كشيشان زيردستش گرد آمده و جلسات مباحثهء كليسيايى را در آنجا تشكيل ميدادند . در همين حياط يك تك ستون بلند سنگى و فوق العاده زيبا هست كه بر بالاى آن اسب مسين بزرگى قرار دارد . اين اسب چهار برابر اسبهاى معمولى است و بر پشت وى مردى جنگى نشسته است كه او نيز از مس ساخته شده . اين مرد بر كلاه خويش پر بزرگى دارد كه شبيه است به پر طاوس .
--> ( 1 ) - Caloyer ( 2 ) - Patriarch ( 3 ) - Metropolitan