روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

88

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

ديديم كه اسب با زنجيرهاى آهنين محكم بستون بسته شده است ، تا مبادا باد آن را بلغزاند و بر زمين نگونسارش كند . اين اسب بزرگ فوق العاده خوش تناسب است . يكى از پاهاى عقب و يكى از پاهاى جلو او در هوا معلق است كه پندارى لگد مىزند و نزديك است به زمين سرنگون شود . آن مرد جنگى كه بر پشت آن اسب است بازوى راست خود را بلند كرده است و دست را باز نگاه داشته و با دست چپ مهار اسب را در دست دارد . بدست راست خويش يك گوى زرين گرفته است . اسب و سوارش چنان بزرگ هستند و ستون آن بقدرى بلندست كه براستى تماشاى آنها بسيار لذت بخش است . گويند كه آن مرد جنگى امپراطور « ژوستينين » است كه اين ستون را برپا داشت و كليسياى سن سوفى را بنيان نهاد و بسيارى اعمال بزرگ در جنگ عليه تركان از خود نشان داد . * مدخل اصلى كليسياى سن سوفى از زير يك طاق كمانى بزرگ ميگذرد كه بر بالاى دروازهء آنجا قرار دارد . اين طاق بر روى چهار ستون استوارست . اين همچون نمازخانهء كوچكى است كه بسيار زيبا ساخته شده . در آنسوى اين بنا دروازهء بزرگ كليسيا واقع است . اين در بسيار پهن و بلندست و با برنز پوشيده شده . در ماوراى دروازه راهروى سرپوشيده‌ايكه در واقع هشتى بيرونى كليسيا محسوب مىشود هست كه بر فراز آن ايوانى است . در انتهاى اين باز دروازهء ديگرى است . اين دروازه هم روپوش برنزى دارد . اين دروازه بتالار ( يا هشتى اندرون ) باز مىشود كه سقفش بلندست و پهناور . سقف اين تالار چوبى است . در جانب چپ اين تالار ( هشتى اندرون ) راهرو عريضى قرار دارد كه بسيار زيبا ساخته شده است . بر ديوارهاى آن الواح بسيارى از مرمر و يشم رنگارنگ آويخته است . در سوى راست اين تالار ( يا هشتى ) راهروى است نظير آنچه جانب چپ بود . سقف هر دوى اين راهروها و تالار ( يا هشتى ) يك پارچه است . اين قسمت چنان كه گفتيم در داخل در درونى كليسيا است . ( از هشتى اندرونى ) به شبستان بزرگ كليسيا ميتوان از پنج