روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

70

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

امپراطور جوان واگذارد تا در آن زندگى و حكومت كند . اما اينك وى از واگذارى آن شهر به او خوددارى و او را به ميتيلن تبعيد كرده است . گاتيلوسيو ضمنا از بوسيكو خواهش كرده بود كه بهنگام عزيمت از اسكندرون به آنها در تسخير سالونيك يارى كند و به آن دو تن كه از دوستان وى هستند ( با همهء افراد بندر ژن ) و ناوگان تحت فرمان خويش در ميتيلن كه در آنجا گاتيلوسيو در انتظار اوست بپيوندد . ( ضمنا گاتيلوسيو و امپراطور جوان به راه افتادند ) و اينك كه در بندر ميتيلن بانتظار حركت نشسته بوديم شنيديم كه چگونه آن كشتى حامل نمايندهء گاتيلوسيو بازگشته است . ولى از پاسخ بوسيكو هيچكس چيزى نميدانست . سپس خبر رسيد كه بوسيكو از اسكندرون به راه افتاده و به رودس رفته و از آنجا هم عزيمت كرده است . اما هيچكس از مقصد او خبرى نداشت . سپس در بامداد شنبهء ششم اكتبر سپيده دم به راه افتاديم و از همان راه كه آمده بوديم به تنگهء واقع در بين خاك اصلى تركان و اين جزيره وارد شديم و به دماغهء سن مارى كه در ساحل تركيه است رسيديم . يكشنبهء فرداى آن روز دماغه را دور زديم و به جزيره‌اى رسيديم كه در جانب چپ ما بود . اين جزيره موسوم بود به « تندوس » « 1 » . در آنسوى تندوس در سمت چپ ما جزيرهء ديگرى قرار داشت كه پر جمعيت بود . اين جزيره متعلق است به امپراطور قسطنطنيه و « ايمبروس » « 2 » نام دارد . ابتدا باد در جهت مخالف ما ميوزيد و گاهى قطع ميشد . اما بعد بهنگام شب باد تندتر شد و كشتى بدشوارى اندكى پيشروى كرد . جزيرهء تندوس اكنون نزديك ما بود و خواستيم به بندر آن داخل شويم كه باد مانع شد و ما را پس راند . تدبير اين بود كه لنگر اندازيم و شب را در بين خاك اصلى تركيه و جزيرهء تندوس بروز آوريم . اين تنگه‌ها در واقع راه مطلوبى است براى حصول كشتى به تنگهء رومانيا ( كه همان داردانل است ) .

--> ( 1 ) - Tenedos ( 2 ) - Imbros