روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
71
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
در اينجا در سمت راست تنگهء مزبور زمانى شهر بزرگ و مقتدر « تروا » قرار داشت و از لنگرگاه ما ويرانههاى آن به چشم مىخورد . حصار شهر ويرانهاى است كه در آن سوراخها و رخنههائى هست از آثار درها و دروازهها . بعضى از قسمتهاى ديوار با برجهاى آن استوار مانده است . بقاياى كاخها و ساختمانهاى ديگرى در داخل حصار مانده است كه محل شهر را تعيين مىكند . در مجاورت آن دشتى است كه تا سواحل دريا و كوهپايههاى سلسله جبال مرتفع داخل سرزمين تركان ادامه مىيابد . محيط ويرانههاى تروا تا چندين ميل را در ميان خويش گرفته است و در بالاى شهر باستانى تپهء مرتفعى وجود داشت و در نوك آن دژى بود كه ميگفتند اين همان قلعهء « ايليون » « 1 » است . جزيرهء تندوس كه چنان كه گفتيم در برابر اين ويرانهها قرار دارد و ما در مجاورت آن لنگر انداخته بوديم ، در روزگار باستان همان بندرگاه تروا بوده ، كه كشتىهاى يونان كه براى تصرف اين شهر آمده بودند در كنار آن لنگر انداختند . پس بايد « پريام » پادشاه كسى باشد كه اين جزيره را مسكون ساخته و در آن دژى مستحكم بنا نهاد كه تندوس ناميده شد . اين دژ از كشتىهاى يونانى كه براى عمليات هجوم به شهر به آنجا ميامدند نگهبانى ميكرد . در آن روزگار بدون ترديد اين جزيره پر جمعيت بود ، اما اينك به كلى خالى از سكنه است . به مجرد آنكه كشتى ما لنگر انداخت قايقى به ساحل فرستاديم تا آب شيرين و هيزم بياورد ، زيرا بهر دوى آنها نيازمند بوديم . بعضى از ملازمان ما نيز بقايق نشستند تا جزيره را ببينند . چون در اطراف جزيره بگردش پرداختند به موستانها و بيشههاى فراوان در كنار چشمهسارها برخورد كردند . در آنجا زمينهاى پر كشت غله و موستان مرغوب و فراوان بسيار بود . جانوران شكارى هم از قبيل كبك و خرگوش در آن فراوان بود . ملازمان ما در آنجا ويرانههاى دژى را ديده بودند و معلوم شد كه علت غير مسكون بودن اين
--> ( 1 ) - Ilion - يكى از نامهاى « تروا » نيز « ايليون » بوده است . ( م . ا . )