روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

63

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

گنتيل » « 1 » برويم . كشتى بادبان برافراشت و از رودس دور شديم . اما باد از جهت مخالف ميوزيد . سفر از رودس تا خيوس ، راستى كه خطرناك است . چون از طرفى بايد احتياط كرد تا بساحل تركيه كه جانب راست است برخورد نكرد و از آن دور بود و از جانبى هم در سمت چپ عدهء بيشمارى جزيرهء كوچك است كه بايد مراقب بود تا كشتى به آنها برنخورد . بعضى ازين جزاير جمعيت بسيار دارند و برخى به كلى عارى از سكنه هستند . پس شب هنگام مسافرت درين جهت خطرناك است ، على الخصوص در هواى طوفانى . اينك تمام آن جمعه را كه از رودس بيرون رانديم و شنبه و يكشنبه و دوشنبه و سه شنبه همواره باد بر خلاف جهت ما ميوزيد . باينجهت همواره جهت كشتى را تغيير ميداديم و از اين سو به آن سو ميرفتيم ، حتى دو بار كوشيديم تا دماغه‌اى را كه چسبيده به خاك اصلى تركيه بود دور بزنيم و موفق نشديم . در روز چهار شنبه كه مصادف بود با پنجم سپتامبر مقابل جزيرهء « استانچيو » « 2 » ( يا « كوس » ) كه از توابع رودس است رسيديم . درينجا تا شب مانديم و آب خوراكى و گوشت خريديم . جزيرهء مزبور از ضمايم و توابع رودس است . شهر عمدهء آن كه جمعيت بسيار دارد در دشتى است هموار كه از دريا چندان دور نيست . در آن دژ كوچكى است . در مسافت بين شهر و دژ مرداب كوچكى قرار دارد . راه ورود به دژ از روى پلى است متحرك كه بر خندق ژرفى ميگذارند و آن خندق را بهنگام ضرورت با آب دريا پر ميكنند . در پيرامون شهر همه جا بيشه و موستان و خانه‌هاى ييلاقى ديده مىشود . درين جزيره پيوسته يك پادگان صد نفرى از پهلوانان سن ژان وجود دارد كه تحت فرمان يك فرمانده هستند و دژ و شهر را حراست ميكنند . پنجشنبهء ششم سپتامبر بار ديگر بادبان برافراشتيم . اما در همهء طول روز كشتى فقط مسافتى اندك پيمود ، چون باد مخالف ميوزيد . فرداى آن روز يعنى جمعه هم به همين منوال گذشت . ازين گذشته نيز امكان حركت و مانورهاى

--> ( 1 ) - Messer Leonardo Genlil ( 2 ) - Stanchio يا Kos