روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

62

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

كه شبه جزيره‌اى را اشغال كرده است . در اينجا دژ بزرگى است كه مجزا از شهر قرار دارد و در پيرامون شهر حصارى است كه آن را همچون قلعه‌اى ساخته . در داخل و خارج شهر آباديهائى وجود دارد . بر فراز حصار شهر همه جا برجهاى متعددى است و در داخل آن هم كاخ سالارست و خانه‌هاى پهلوانان هم در آنجا قرار دارد . درينجا ديرى است با يك كليساى بسيار زيبا و يك بيمارستان بزرگ براى مراقبت از بيماران . پهلوانان بر طبق قانون ، حق بيرون شدن از حصار را ندارند مگر با اجازهء مخصوص سالار . بندرگاه رودس بسيار بزرگ و از هر جانب به خوبى مصون و مستحكم است و حصار شهر آن را حراست مىكند . در اطراف بندرگاه دو موج شكن هست كه هر دو بزرگ و نيرومندند . اين موج شكنها در داخل دريا پيش رفته‌اند و ما بين آنها اسكله‌اى است كه در آن كشتىها مىتوانند بدون گزند و آسيب لنگر بياندازند . بر روى يكى ازين موج شكنها چهارده آسياى بادى ساخته‌اند . در بيرون شهر بيشه‌هاى زيبا و خانه‌هاى ييلاقى بسيار ديده مىشود . در اين حوالى درختهاى ليمو ترش و ليمو شيرين و ليمو عمانى و بسيارى درختان ميوه‌دار ديگر موجودست . جمعيت شهر و جزيرهء رودس اصلا يونانى هستند و غالب آنان نيز پيرو كليساى يونانند . شهر رودس بندرى است بزرگ كه بازرگانان را به خود جلب مىكند و كشتىهايى كه عزم اسكندرون دارند و كالاهائى كه براى اورشليم يا ساير جاهاى سوريه ارسال شده‌اند درين بندر مدتى ميمانند يا آنكه اقلا از كنار آن ميگذرند . خاك اصلى تركيه در آسياى صغير چنان به اين بندر نزديك است كه از آن ميتوان آنچه در ساحل تركيه ميگذرد توصيف و بطور مشخص بيان كرد . درين جزيره جز پايتخت ، شهرها و دژهاى فراوانى وجود دارد . چنان كه گفتيم پايتخت اين جزيره به همان نام جزيره يعنى رودس خوانده مىشود . روز جمعه كه مصادف بود با سىويكم اوت چنين نهاديم كه با كشتى به جزيرهء « خيوس » « 1 » كه متعلق به مردى است از مردم ژن بنام « مسر لئوناردو

--> ( 1 ) - Chios