روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
61
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
براى دفاع از خويش بوسيلهء سد آب ذخيره كرده بودند و به مجرد آنكه معلوم شد مردان ناوگان پياده شدهاند ناگهان آب را به روى مردان مزبور باز كردند و همهء آنان راه هزيمت گرفتند و بكشتيها نشستند . سپس شوراى جنگى با عضويت فرماندهان ناوگان تشكيل شد و اين مسئله مطرح شد كه تكليف آنان چيست و چه بايد بكنند . چنين تصميم گرفته شد كه چون كشتيهاى بادى كوچك تندتر از كشتىهاى بزرگ مخصوص حمل سرباز حركت ميكنند ، بهتر است كه كشتىهاى بادى كوچك به اسكندرون بروند و در جوار آن نه روز توقف كنند تا آنكه كشتىهاى بزرگ زير فرمان پهلوانان راه جنوب پيش گيرند و بر بيروت حملهور شوند . بيروت بندرى است در كنار ساحل سوريه و پيش بندر دمشق است و با آن دو روز فاصله از راه خشكى دارد . از آنجا كشتيهاى بادى كوچك به اسكندرون رفتند و كشتيهاى بزرگ با فرماندهان ناوگان به بيرون رفتند و آن را با حمله تسخير كردند و آتش زدند . كشتىهاى بادى كوچك چون به اسكندرون رسيدند ، نه روز همچنانكه قرار بود در آنجا ماندند . در طى اين مدت ناخدا هيچ خبرى از كشتىهاى بزرگ نشنيده بود . در عين حال هم هر روز عدهاى از اسبهائى كه در كشتىهاى كوچك مزبور بودند تلف ميشدند . علت تلف شدن اين حيوانات كم آبى بود . ازين گذشته مردان جنگى و ناويان نيز از كمى خوراك در تنگى بودند . پس خبر آمد كه همهء اين كشتىها فورا عازم رودس هستند . به اين ترتيب قبل از حركت ما همهء كشتىهاى بادى كوچك به سواحل رودس باز آمده بودند . اما از لشكركشى تيمور و محل اقامت وى در تمام طول اقامت در رودس هيچ اطلاع صحيحى بدست ما نيامد . باينجهت خودمان تصميم گرفتيم كه به قراباغ برويم كه ايالتى است واقع در مرز ايران و چنان كه مشهورست همواره زمستان را تيمور در آنجا بسر ميبرد . در آنجا هر گاه با خود او نيز ملاقات نكنيم بدون ترديد اخبار موثقى بدست ما خواهد رسيد . رودس شهر بسيار بزرگى نيست . اين دشتى است مسطح در كنار آب