روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

47

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

در اينجا متوجه شديم كه ميتوانيم چنان به ساحل نزديك شويم و لنگر اندازيم كه از كشتى تخته‌اى به حصار شهر بگذاريم و از آن بگذريم . چون به ساحل رسيديم به مهمانخانه‌اى نزديك كليسياى « سن فرانسيسكو » در خارج شهر فرود آمديم و تا شانزده روز آنجا مانديم . درين ضمن ناخدا مشغول خالى كردن كالاهاى بعضى از بازرگانان مقيم آنجا و سپس بارگيرى روغن زيتون بود . شهر گائت و اسكلهء آن هر دو بسيار زيبا هستند . گو اينكه راه دخول به اسكلهء آن تنگ است ، اما داخل آن وسيع و پهناور است . در پيرامون شهر همه جا تپه‌هايى است كه بر آنها بسيارى قلاع و خانه‌هاى زيبا ساخته شده است و همهء اين خانه‌ها در ميان بيشه‌ها محصور هستند . چون كسى داخل اسكله شود در سمت چپ تپهء مرتفعى مشاهده مىكند كه بر قلهء آن دژى است ، براى برج ديده‌بان . گويند بانى اين دژ ( پالادين ) « رولاند » * است و به همين جهت آن را برج رولاند ميخوانند « 1 » . چون ازين تپه پائين بياييم به خانه‌هاى شهر ميرسيم كه همچنان يكى در پائين ديگرى تا ساحل دريا ميرسند . از آنجا خانه‌ها در تمام طول ساحل در جوار حصار شهر قرار گرفته‌اند تا بامواج دريا بپيوندند . ( در آنطرف مدخل بندر كه در دو طرف آن حصار شهر پايان يافته است ) ، حصار به دو برج بلند منتهى مىشود كه پى آنها در آب است فاصلهء ميان دو برج مذكور يك سنگ پرتاب با منجنيق است بهنگام نياز از يك برج به برج ديگر زنجيرى ميگذرانند و ناويان و كشتيها در پشت آن بوقت جنگ آسوده روزگار ميگذرانند . در قسمت مرتفع كه در ميان تپه‌هايى قرار دارد و در آن خانه‌هاى شهر را ساخته‌اند و در همسايگى تپهء برج رولاند ، برج ديگرى ساخته شده است كه بين دژ رولاند و اين برج اخير استحكاماتى است كه برجكهاى بسيار دارد و چون پرده‌اى اين برج را بديوارهاى برج رولاند مىپيوندد . اين باروها ضامن حراست شهر از سرازير شدن دشمن از سراشيبيهاى

--> ( 1 ) - رولاند از پهلوانان فرانسه و بستگان شارلمانى بود كه دربارهء شجاعت و دليرى او سرودهاى بسيار سروده‌اند و حماسه‌هاى زيادى دربارهء او هست ( م . )