روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
358
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
و سيحون اينك به آرال مىريزند . آنچه كلاويخو نوشته است ، البته از افواه گرفته . اما ضمنا سخن جغرافىدان ايرانى حافظ ابرورا كه در 1417 م . ( 820 ه . ) صريحا نوشته است كه جيحون به درياى خزر مىريزد ، تأييد مىكند . براى تحقيق بيشترى درينباره به « سرزمينهاى خلافت شرقى » ص 455 و 458 بنگريد . فصل يازدهم ص 207 س 9 - اين مغولى نيست بلكه تركى جغتايى است . فارسى البته به خط عربى اندكى تعديل شده نوشته مىشود . تركى جغتايى خطى جداگانه دارد كه اينك بنام اويغورى خوانده مىشود . تيمور بتركى سخن مىگفت و فارسى هم در مىيافت ، اما ظاهرا از مغولى هيچ بهرهاى نداشت . ص 210 س 15 - اين در آهنين معروف را نخستين بار زائر بودائى بنام هون تسانگ ( Hwen Thesang ) كه از آنجا بسال 629 م . وقتى كه از چين به هند ميرفت توصيف مىكند ( به كتاب جيحون ( The Oxns ) تأليف وود ( J . Wood ) و به ص شصت و نه مقدمهاى كه سر هنرى يول Yule بر آن نوشته است بنگريد ) . در آهنين مزبور را جغرافيون عرب و ايرانى قرون وسطى بنامهاى عربى باب الحديد و فارسى در بند آهنين بسيار ذكر كردهاند . براى توصيف وضع فعلى آن به مقالهء ميف ( Mayef ) مجلهء جغرافيائى ( Geographical Magazine ) سال 1876 ص 328 نگاه كنيد . در آهنين نزديك درياى خزر در جانب شرقى رشته كوههاى قفقاز و نزديك شهر دربند واقعست و اعراب آن را « باب الابواب » يعنى در درها مىنامند . به « سرزمينهاى خلافت شرقى » ص 180 مراجعه كنيد . ص 211 س 15 - شهر كش در اواخر قرن پانزدهم ( قرن هشتم هجرى ) بنام شهر سبز معروف گشته بود . ازين شهر دو محل مسكونى « كتاب » و « شهر » بجاى مانده است . رجوع كنيد به « با برنامهء انگليسى » ( Babur Nama in English ) تأليف بوريج ( A . S . Beveridge ) ص 83 و « تركستان » تأليف شويلر ( Schuyler ) ج 2 ص 64 . ص 213 س 22 - اين سه گردى كوچك كه در تقاطع اضلاع مثلثى نامرئى واقع شده است ، بر بسيارى از سكههاى سيم ضرب شدهء بفرمان تيمور يافت مىشود . به لوح اول شمارهء 36 و ص 16 متن ج 7 كاتالوگ سكههاى شرقى موزه بريتانيا Catalogue of