روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
359
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
Oriental Coins in the British Museum نگاه كنيد . اينكه نشان شير و خورشيد نشان مخصوص سلطان سابق سمرقند بوده ، روشن نيست . خورشيد نشان برج اسد ، عاليترين نشانى است كه بر سكههاى سلجوقيان روم ( آسياى صغير ) قرن دوازدهم ( قرن هفتم هجرى ) نقش شده است . حتى در سكههاى غازان و الجايتو و ابو سعيد ، ايلخانان مغول ايران كه در سالهاى 1295 م . / ( 695 ه . ) و 1335 م . ( 736 ه . ) ضرب شده است اين نقش ديده مىشود . به كتاب ماركوپولو چاپ يول ( سال 1875 ) ج 1 ص 343 بنگريد . ص 216 س 4 - خان يا سلطان سمرقندى كه درينجا به آن اشاره شده است شايد امير حسين باشد كه از 1360 م . / ( 762 ه . ) تا 1369 م . / ( 771 ه . ) بر ماوراء النهر و خراسان فرمان ميراند . بهنگام مرگ چنگيز در 1227 م . / ( 615 ه . ) قلمرو پهناورش ميان چهار پسرش بخش شد و پس از جغتاى صاحب ماوراء النهر كه در آن بخارا و سمرقند پايتخت وى بشمار ميآمدند . در طى يك قرن و نيم گروهى بسيار از اخلاف وى فرمان راندند و چه بسا كه موقتا خانهاى دودمانهاى شاهان محلى سلطنت را از آنان گرفتند . بدينگونه از 1342 م . / ( 743 ه . ) تا 1346 م . / ( 747 ه . ) « غازان » ( Kazan ) جغتاى خان شد و بجاى وى « قزغن » ( Kazagan ) از بزرگان محلى نشست كه نوهء او حسين خان بود . پايتخت اصلى وى بلخ بود و از آنجا بر سمرقند كه در شمال بود و هرات كه در جنوب بود فرمانروايى ميكرد . حسين خان خواهر خود را به تيمور كه در آغاز كار يار و متفق او بود ، بزنى داد . بعدها ميان آنان نزاع در گرفت و سرانجام به مرگ حسين خان در 1369 م . / ( 771 ه . ) ماجرا پايان يافت . ( به كتاب تيمور بيك مجلد اول ص 1 و 18 و 192 بنگريد ) . دربارهء عمر طبان ( Toban ) كه در متن از آن يادى شده به مجلد سوم كتاب « تاريخ اسلام » ( Mohammedan History ) تأليف پرايس ( Price ) ص 191 نگاه كنيد . ص 217 س 18 - زن بزرگ تيمور يعنى خانم بزرگ يا مادر شاهرخ بنام « سراى ملك مهربان » دختر غازان خان جغتاى ( كه در حاشيهء پيش ازو ياد كرديم ) بود و او را در حرم حسين خان بهنگام شكست او يعنى در 1359 . ( 771 ه . ) يافتند و ظاهرا زن حسينخان نشده بود . درينجا اشتباهى كه كلاويخو مىكند ، بايد ناشى ازين نكته باشد كه خواهر اين خان زن تيمور شده بود ( رجوع كنيد به حاشيهء پيش ) به كتاب « تيمور بيك » ج 1 ص 193 و 290 نگاه كنيد . ص 217 س 23 - رجوع شود به حاشيهء فصل سوم . دربارهء چاوكو پدر