روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

334

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

ص 18 س 15 - تاريخى ( به نام ظفر نامهء ) دربارهء تيمور تقريبا بيست سال پس از مرگ وى به فارسى بقلم شرف الدين على يزدى نوشته شد كه بهترين شرحى است از كارهاى آن فاتح و جنگهايش كه بجاى مانده . پتى دولا كروا Petit de la Croix اين تاريخ را بفرانسه ترجمه كرد و نام آن را « تاريخ تيمور بيك » ( Histoire de Timur Bec ) گذاشت كه در دلفت ( Delft ) بسال 1723 چاپ شد . ماژور داويد پرايس ( Major David Price ) ازو و ديگر مورخان ايرانى در مورد تاريخ دوران تيمور در تدوين كتاب « نظرى به تاريخ اسلام » Chronological Betrospect of Mohamedan History چاپ لندن بسال 1811 استفاده كرده است . ص 20 س 21 - آرگوت دمولينا ( Argote de Molina ) ناشر سفر نامهء كلاويخو در مقدمه‌اى ( Discurso ) كه بر سفر نامهء چاپ خود ( Editio Princeps ) 1582 / ( 992 ه . ) نوشته است ميگويد كه تيمور بهمراه جواهراتى كه براى هانرى فرستاده دو دختر مسيحى را كه در سراى سلطان بايزيد شكست‌يافته اسير و گرفتار بودند ، فرستاده بود . نام يكى ازين دختران ماريا و ديگرى آنگلينا بود . گفته‌اند كه آنگلينا از پدر و مادر يونانى بود . ماريا دختر كسى بود بنام كنت ژان و نيز نوهء پادشاه مجارستان يا هنگرى . هر دو اين دختران شايد از زمان جنگ نيكو پوليس كه در آن مسيحيان شكست يافتند ( به ص 16 ديباچه بنگريد ) همچنان در اسارت مانده بودند . اين دو خانم بهمراه سفيران اسپانيا بسلامت به آن سرزمين رسيدند و سپس با نجباى اسپانيا ازدواج كردند . شايد جهيزيهء اينان را پادشاه اسپانيا تدارك كرده باشد . نام اين هر دو در سرودهاى آنزمان اسپانيا ذكر شده است . آرگوت دمولينا راجع به مارياى مجارستانى كه خانمى فوق العاده زيبا بود سرودى نقل مىكند كه ظاهرا در جاى ديگرى نقل نشده است . اين سرود گويى بر زبان دون - پايو گومز دسوتو مايور ( Payo Gomez de Soto Mayor ) كه گفته‌اند با او به خودار ( Jodar ) رفته جارى شده . اين مرد سپس با ماريا ازدواج كرد . خودار محلى است در شش فرسنگى خوان در جانب شمال قرناطه و اشبيليه ( سويل ) . دو سفير پادشاه اسپانيا كه يكى از آنها پايو دسوتو مايور باشد خانمها را بهنگام آوردن بدربار اسپانيا ازين محل گذرانيدند . در واقع اين زن و شوهر قبل از ازدواج از آنقره تا اسپانيا همسفر بودند و هر روز يكديگر را ميديدند و شايد همين باعث دلدادگى و ازدواج آنها شده باشد . Enla fontana de Jodar در كنار آن چشمهء خودار Vi a la nina de ojos bellos آن دختر زيبا چشم را ديدم