روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
34
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
كه درسته كباب شده بود ، به كار ميبردند . سه هزار قرابه و تنگ بزرگ شراب در پيرامون مجلس چيده ميشد و خيكهاى بزرگ پر از خامهء آميخته با شكر بدور ميآمد . اين ميهمانيها از بام تا شام و گاهى تا بامداد روز بعد همچنان ادامه مييافت و زنان نيز درين بزمها پا بپاى مردان مىخوردند و ميآشاميدند . سفيران غالبا بديدار تيمور نائل ميشدند . در بار اول تشرف بحضور وى رسم چنين بود كه پس از سه بار سر فرود آوردن و پشت خم كردن در برابر او زانو زنند و تا دستور ندهد ننشينند . چنان كه گفته شد ، تيمور پس از دو ماه از تاريخ عزيمت سفيران از سمرقند درگذشت و وصيتنامهء او را بىدرنگ بكنارى نهادند و به كار نبستند . پسر ارشد و محبوب وى ( جهانگير ) سى سال پيش ازين مقدمه مرده و پسرى از وى بجا مانده بود كه پير محمد نام داشت . تيمور پير محمد را بجانشينى برگزيده بود . اما عموها و پسر عموهاى پير محمد با هم توافق كردند كه بهترست اين حق از او گرفته شود . براى درك وقايع آينده لازم است كه به شجره نامهء تيمور * ( مندرج در حاشيه ) مراجعه شود تا بستگى و خويشاوندى آنانيكه در شرح و تفصيل كلاويخو ذكر شدهاند براى خوانندگان روشن و آشكار باشد . چنان كه گفته شد هنگام مرگ تيمور گروه فرزندان و نوادههاى وى بسيار بودند . شاهرخ حاكم هرات بود كه سرانجام بجاى پدر نشست . ميرانشاه سه پسر داشت كه دو تن از آنان عمر ميرزا و ابو بكر ميرزا از يك زن بودند و خليل سلطان از زن ديگر يعنى از بيوهء برادر ارشدش جهانگير كه سى سال پيش مرده بود . خليل سلطان يا برادر ناتنى عمر ميرزا و ابو بكر با برادران خويش ميانهء چندان خوشى نداشت . ولى مادرش از مدتهاى مديد همچنان عروس محبوب تيمور شمرده ميشد و در سمرقند مقر داشت . عمر ميرزا در آن موقع فرمانرواى كل مغرب ايران و ابو بكر ميرزا فرمانرواى قلمرو پدر خويش بود و در بغداد مىنشست و عراق عرب را در زير فرمان