روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

330

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

« كوريو » « 1 » خوانده ميشوند . درين روستاها كلبه‌هاى خوش ساختى ديده مىشود كه چند تاى آنها بهم پيوسته است . راهى كه درين نواحى پيموديم چنان دشوار و ناهموار بود كه تقريبا همهء چارپايان باركش ما تلف شدند . روز پنجشنبهء هفدهم سپتامبر سرانجام به طرابوزان رسيديم . تا رسيديم خبر يافتيم كه همانروز صبح يك كشتى بسوى « پرا » به راه افتاده و بار فندق داشته است . خوشبختانه باد بر خلاف جهت ميوزيد و به زودى خبر يافتيم كه كشتى مزبور در شش ميلى طرابوزان لنگر انداخته است . بنابرين فورا خود را براى سفر دريا آماده ساختيم و يك قايق كرايه كرديم و پارو زنان ما را به آن كشتى رسانيدند . فرماندهء آن ناخدايى از مردم ژن بود بنام مسر « نيكولوسو كوجان » « 2 » وى پذيرفت كه ما را با خود ببرد و از آنجا تا پرا را بيست و پنج روزه پيموديم . پنجشنبهء بيست و دوم اكتبر هنگام غروب بار ديگر به قسطنطنيه رسيديم چون ببندرگاه پرا داخل شديم سه كشتى متعلق به مردم ژن را در آنجا لنگر انداخته ديديم كه تازه از كفه رسيده بودند و به شهر ژن ميرفتند . پس از آنكه باز خود را براى سفر دريا آماده كرديم در يكى از آنها به راه افتاديم اين كشتى در روز چهارشنبهء چهارم نوامبر بادبان برافراشت و همان شب به گاليپولى رسيديم و عدلهاى پنبه بارگيرى كردند و باز بادبان برافراشتيم و شنبه به جزيرهء خيوس رسيديم . دوشنبه ( شانزدهم ) نوامبر باز به دريا شديم و ( در درياى اژه رانديم ) رسيديم به جزيرهء « سپينسيا » « 3 » و دماغهء « سن آنجلو » ( در مورا ) . در اينجا بخطه ونيز رسيديم از آنجا دو شنبهء آخر نوامبر بنزديك جزيره سيسيل ( صقليه ) رسيديم و بسوى شهر ( مسين ) رانديم و لنگر انداختيم . روز چهارشنبهء دوم دسامبر از آنجا ( به آهنگ ژن ) به راه افتاديم و هواى نامساعد ما را ناچار كرد كه به بندر « گائت » پناه بريم باز چون به راه افتاديم طوفان ديگرى روى داد و ما را ناگزير كرد كه بار ديگر به گائت پناه بريم و در

--> ( 1 ) - Curio ( 2 ) - Messer Nicoloso Cojan ( 3 ) - Sapiencia